وقتی خداوند اراده کرد دنیای ما را بیافزاید یند ابتدا تکه ای از وجود خدا در عدم انداخت این تکه بسیار ریزه بود که ذره تعبیر شد بعد در این ذره تصرف کرد و میلیارد ها میلیارد تکثیر شدند تا دخان بوجود آمد . بعد شروع کرد به شکل دادن آنهاتعدای از آنها را مشت کرد و شبیه گلوله برف شد و بعد بهه د ات گفت دوتا دوتا یا هم ازدواج کنند عشق آمد و آتش به همهی عالم زد . و این گلوله های آتشین را تکثر کرد و فرمود آنا زینا السمان به زینت الکواکب پس ابتدا نور را به نار تبدیل کرد و تاریکی عدم را روشن ساخت. اما برخی از این گلولهها شیطنت کردند و می خواستند بقیه را هم آتش بزنند(شهاب) لذا خداوند فرمود ذرات (ئئدروژن) مزدوج (هلیم) فرزند بیاورند که لیتیوم بوجود آمد و آتش ها را مهار کرد و شد رجوما للشیطانین .برخی از ذرات را هم در عالم ذر جمع کرد و ف مود من می خواهم شما را آدم کنم قول میدهید آدم باشید همه گفتند بله. الست بربکم قالوا بلی. ا لین بله را خدا از ما گرفت اما ذرات فراموش کردند فنسی خلقه ولی خدا فراموش نکرد و ۶۰ هزار طول کشید تا همه عناصر را با هم ترکیب و موجودی بنام آدم خلق کرد و بخود تبریک گفت فتبارک الله احسن الخالقین. و فرمود تا همه بیایند و آدم را رونمایی فرمود. پس فرشتگان
