هر تحولی در اجتماع تئوری جدیدی دارد مثلا انقلاب صنعتی باعث پدید آمدن اقتصاد و مدیریت کلاسیک شد در این تئوریها تخریب طبیعت بعنوان آبادی و عمران و تولید ثروت است و انسان فقط یک گوریل باهوش. انقلاب کمونیستی یا ضد صنعتی باعث اعتراضات شد و جهان رو به دو قطبی رفت لذا اقتصاد مصرف بیشتر شد و مدیریت بسوی روابط انسانی رفت و التون میو با پذیرش سازمانهای غیر رسمی توجه را از سرمایه به منابع انسانی جلب کرد. اما نهایتا سود در دستور کار بود لذا مشاغل به سمت مکاسب محرمه و تولیدات پرسود ولی زیان آور سوق داده شد. مواد مخدر در راس سود اوری قرار گرفت تولید و تجارت اسلحه.ممشروبات سیگار آدامس روسپیگری در ردیف های بعدی قرار گرفت و بشریت تهدید به نابودی شد و نطریه مالتوس هم آن را توجیه می کرد. لذا مردم دنبال ارزش و کرامت انسانی بودند که در ایران آن را یافتند و همه کمک کردند تا انقلاب ارزشی در ایران بوجود اید. تئوریها در جهان دچار تزلزل شده و نابود شدند . مقاومت در مقابل تغییر باعث شد تا تئوری مسولیت اجتماعی تولید شود .معنی مسئولیت اجتماعی این که اگر دزدی و غارت جهان لازم است لا اقل بخشی از آن راپس بدهند اگر سری شکسته شد گردویی به دامنش انداخته شود اما انقلاب اسلامی آن را هم باطل کرد و مدیریت کسب و کار حلال راه اندازی شد..لدا مقابله با تولید مواد مخدر سیگار و نوشابه گرفته شد. کلیه مکاسب محرمه جرم شناخته شدند و فقط مدیریت حلال جایز شد . مفید بودن صنعت به این معنی است که تولید و توزیع در خدمت رفاه جامعه باشد نه نابودی آن. بعبارت دیگر بجای سود اوری برای موسسه برای جامعه سودمند باشد نه آنکه برای یود اوری خود جهان به نابودی سوق دهد
