خانه / خبر ها / والفجر و لیال عشر

والفجر و لیال عشر

” بسم الله الحق “
والفجر ولیال عشر .
زهراجان ! قلمم یاری نمیکند . از رمق افتاده . همراهی میکنی مرا ؟

بانوی نور ! بانوی آب و آیینه ! دست بر کمر نگیر . خون گریه نکن ! نازنین .

بیا . بیا تا تمام شوریدگی های عالم را بپاشیم بر خروش مجنون هفت آسمان تا هر که نام حسینت را شنید پیمانه وجودش لبریز شود از شور و شیدائی …
بیا تا تمام بال های سوخته را نثار تب و تاب سرخ پرواز کنیم همان پر کشیدنی که حسینت عاشقش بود …

بیا زهراجان ! بیا نذر حسینت کنیم جوشش همه بغض های عالم را. ..
بیا تا نوبرانه های اشک را از نگاه دریاها بچینیم و بسپاریم به بلندای نسیم تا ببرد آنها را تا حرم امن خدا ، همانجا که حسینت آرام گرفته .

زهرای خوبم ! به زینب(س) بگو بیقراری نکند …
بگو برادرش خون خدا بود و باید میرفت تا عاشقانه ترین افسانه خلقت را بیافریند و قافله نور را ساربان باشد تا سرمنزل نجات …
به علی(ع) بگو دلش به درد نیاید ، پسرش باید میرفت تا کتیبه گلگون آزادی را نقش بزند . آزادی از هر چه بند دست و پاگیرست ، رهایی از بندهایی که زمین گیر میکند آدمها را …
به پدرت محمد(ص) بگو تسلا یابد ، حسین باید میرفت تا مکارم اخلاق را معروف کند و جاودانه کند رسالت نهی از پلیدی ها و نادرستی ها را .

زهرا جان! دست بر کمر نگیر !
آرام بگیر ای همه هستی خلقت !
اکبر رفت ، اصغر رفت و قاسم هم ….
حسینت نیز به حکم حضرت حق ، باید سفر میکرد …
سفری برای به ارمغان آوردن حرکت برای بشریت ، حرکت به سمت نور ، تعالی و رهائی .
او باید سفر میکرد . سفری برای ابا عبدالله شدن ، پدر شدن، پدر همه بندگان خالص خدا …
السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.

عرض تسلیت ، التماس دعا ، سارافدایی

درباره‌ی ماهین نیوز

پایگاه خبری ماهین نیوز: تحلیلی خبری اطلاع رسانی سیاسی فرهنگی اقتصادی به چهار زبان فارسی انگلیسی عربی و آذری ارگان رسمی سازمان ملل اسلامی مجوز 26237/92وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی صاحب امتیاز و مدیر مسئول: سید احمد حسینی ماهینی آدرس : تهران میدان شهدا پاساژ امیدوار طبقه دوم واحد 2 989120836492+ همراه , ,telgram watsapp soroush sahmahini@yahoo.com تلفکس36608516

حتما ببینید

People sitting and independent Lithuania

بلبلی برگ گلی بر منقارداشت

💚🌱یا ربَّ الحسین🌱💚 ◾گویند روزی ناصر الدین شاه تمام ادیبان را جمع کرد و گفت …