خانه / دسته‌بندی نشده / کار کردن خر! خوردن یابو.

کار کردن خر! خوردن یابو.

لیبرالها و اصلاح طلبان، این روز ها به سیم آخر زده اند و: ایران فقیر تر و بدبخت تر می خواهند! سخنگویی در همایش اقتصاد دیجیتال گفت: 8درصد در آمد ناخالص آمریکا را، اقتصاد دیجیتال یا استارت آپها تامین می کنند، ولی ایران هیچ درصد! یا دیگری گفت ایران نه زیر ساخت توسعه کسب و کار الکترونیکی دارد، و نه توان آن را. دیگری گفت ژاپن الگوی مناسبی برای هوشمند سازی در ایران است. اظهار نظر هایی که این وطن فروشان می کنند، حتی دشمنان از گفتن آن پرهیز می کنند. زیرا براساس گفته وزیر ارتباطات، سهم اقتصاد دیجیتال در تولید ناخالص داخلی 10درصد، یعنی بیشتر از امریکا است. لذا باید دید چرا آنها از تریبونهای رسمی، برای سرکوب پیشرفت های ایران استفاده می کنند. اولا اگر کشورهای دیگر پیشرفتی دارند، مرهون دانشمندان ایرانی است. بنابر این پیشرفتهای امریکا و اروپا را باید به پای ایران نوشت. حتی کره و چین و ژاپن و هند هم، اگر به پیشرفتهایی رسیدند برای دریافت نفت رایگان از ایران است. زیرا نفت را می خرند، ولی موقع پول دادن می گویند تحریم است. و نمی توانیم پول را انتقال بدهیم! و آن را خرج زیرساخت های خود می کنند. ثانیا آنها در تحریم نیستند. یعنی دشمنی آنها را تعقیب نمی کند، لذا در مسیر پیشرفت، با شیب ملایمی حرکت می کنند ولی ایران دارای دشمنانی است که: از هر راهی برای تحریم یا حمله به تاسیسات استفاده می کنند. اما با تمام این تحریم ها، ایران چرخ را دوباره اختراع کرد! و همه چیز را از ابتدا شروع کرد، و به بالاترین سطح رسید که باور ان، برای دشمن مشکل است. استارت آپها در ایران دارای ترن اور بالایی هستند و تولید ارزش آنها بسیار بالا است. مثلا به گفته کالدرون: دربی ایران یعنی مسابقه بین پرسپولیس و استقلال، حساسیت بالای جهانی دارد. در حالیکه از نظر کوتاه بینان، این دو باشگاه ورشکسته هستند! و قادر به پرداخت دستمزدهای بازکنان نمی باشند. این البته مایه خوشحالی است، یعنی ارزش بازیکنان و دستمزد آنها بالا است، نه دارایی باشگاه. همه باشگاههای دنیا، بدنبال جذب این بازیکنان هستند. اگر قرارداد هر بازیکن 10میلیون یورو باشد،(مثل سردار آزمون) ارزش باشگاه فقط در مورد: تولید این ارزش ها به یک میلیارد یورو می رسد. این دارایی های نامرئی را نمی بینند! البته فقط در ایران نمی بینند، ولی در فیس بوک یا گوگل می بینند! ثالثا همه  40میلیون جوان ایرانی، نیروی با ارزشی هستند، که آنها بیکار و فقیر می دانند! ولی کشورهای دیگر حاضرند اینها بدزدند! یا مجبور به پناهندگی کنند. مانند کیمیا آن را روی چشم می گذارند. گرچه خائنین جور دیگری تفسیر می کنند. اگر هر ایرانی را حداقل سالی یک میلیون یورو دستمزد بدهند، فقط تولید ارزش جوانان ایرانی 40تریلیون یورو است. سوم اینکه همین پناهنده ها! یا فرار کرده ها یا مهاجرت کرده های ایرانی هستند، که صنعت و اقتصاد آمریکا و چین و ژاپن و کره و هند و اروپا را می چرخانند. تا موقعی که کار می کنند، ایرانی هستند! و قدرشان در ایران شناخته نشده! ولی همینکه درآمد کسب می کنند، در امار آمریکا درج می شوند. این یعنی کار کردن خر! و خوردن یابو. در اصطلاح اداری، پرونده را ایرانی ها می نویسند، آمریکایی یا اروپایی زیر بغل می زند و: بنام خودش ثبت می کند. این کار فاصله(گپ) مضاعف ایجاد می کند: یعنی ایران را فقیر تر و آمریکا را ثروتمند تر نشان می دهد. در حالیکه آمریکا بدهکار ترین کشورهای دنیا است، بابت همین دزدی ها خود را بدهکار کرده است. چهارم اینکه هنوز فکر می کنند: در قرن نوزدهم یا بیستم هستند، که ایران را عقب افتاده می دانند. در حالیکه در تمام زمینه ها، ایران دارای پیشرفتهای درجه یک است.

Donkey work! Eat mulberry

The liberals and the reformists have struck a chord these days: Iran wants poorer and more miserable! A spokesman for the digital economy conference said: 8 percent of US gross income comes from digital economy or startups, but Iran has no percentage! Or else, Iran has neither the infrastructure nor the capability to develop e-business. Another said that Japan is a good model for intelligence in Iran. The comments made by these patriots, even the enemies, refrain from saying it. Because, according to the Minister of Communications, the digital economy has a 10% share of GDP, that is, more than the US. So you have to see why they use official platforms to suppress Iran’s progress. First, if other countries are making progress, they owe it to Iranian scientists. So America’s and Europe’s progress must be written on Iran’s feet. Even Korea, China, Japan, and India, if they make any progress, would be free to receive oil from Iran. They buy oil, but when it comes to money, they say it’s a boycott. And we can’t transfer money! And they spend it on their infrastructure. Secondly, they are not sanctioned. That is, the enemy does not pursue them, so they move on a steep path, but Iran has enemies: they use every means to boycott or attack the facilities. But with all these sanctions, Iran has reinvented the wheel! And it all started from the beginning, reaching the highest level that is difficult to believe for the enemy. Startups in Iran have high turnover and their production value is very high. For example, according to Calderon: The Iranian Derby, the race between Persepolis and Independence, has a high global sensitivity. While short sighted, these two clubs are bankrupt! And they can’t pay for the players’ wages. This is, of course, a happy one, meaning players are valued and their salaries are high, not the club’s assets. All the clubs in the world are looking to recruit these players. If each player’s contract is € 10 million, (such as the test commander) the club’s value is just about: The production of these values ​​reaches one billion euros. They don’t see these invisible assets! Of course not only in Iran, but on Facebook or Google! Thirdly, all 40 million young Iranians are a valuable force that they know as unemployed and poor! But other countries are willing to steal these! Or have to seek asylum. Like alchemy they put it on their eyes. However, the traitors interpret something else. If every Iranian is paid at least a million euros a year, it will only produce 40 trillion euros worth of Iranian youth. Third, these refugees! Either they are Iranian refugees or immigrants, spinning the industry and economy of the US, China, Japan, Korea, India and Europe. As long as they work, they are Iranian! And their value is not known in Iran! But once they make money, they are included in the United States. That means working the donkey! And eat yabu. In administrative terms, the case is written by Iranians, American or European armored, and: he / she registers in his own name. This creates a double chasm: it makes Iran poorer and America richer. While the US is the most indebted country in the world, it owes itself to theft. Fourth, they still think: In the nineteenth or twentieth century, they see Iran as backward. While in all areas, Iran has made first-rate progress.

العمل حمار! أكل التوت

صعد الليبراليون والإصلاحيون هذه الأيام: إيران تريد أفقر وأكثر بؤسًا! وقال متحدث باسم مؤتمر الاقتصاد الرقمي: 8 في المائة من إجمالي الدخل الأمريكي يأتي من الاقتصاد الرقمي أو الشركات الناشئة ، لكن إيران ليس لديها نسبة مئوية! وإلا ، فإن إيران لا تملك البنية التحتية ولا القدرة على تطوير الأعمال الإلكترونية. وقال آخر إن اليابان نموذج جيد للاستخبارات في إيران. التعليقات التي أدلى بها هؤلاء الوطنيون ، حتى الأعداء ، تمتنع عن قول ذلك. لأنه ، وفقًا لوزير الاتصالات ، تبلغ حصة الاقتصاد الرقمي من الناتج المحلي الإجمالي 10 في المائة ، أي أكثر من الولايات المتحدة. لذلك عليك أن ترى لماذا يستخدمون المنصات الرسمية لقمع تقدم إيران. أولاً ، إذا أحرزت بلدان أخرى تقدمًا ، فإن الأمر متروك للعلماء الإيرانيين. لذلك ، يجب كتابة التقدم الذي أحرزته أميركا وأوروبا على خطى إيران. حتى كوريا والصين واليابان والهند ، إذا حققت أي تقدم ، ستكون حرة في الحصول على النفط من إيران. إنهم يشترون النفط ، لكن عندما يتعلق الأمر بالمال ، يقولون إنه مقاطعة. ولا يمكننا تحويل الأموال! وينفقونه على بنيتهم ​​التحتية. ثانياً ، لا يتم معاقبتهم. أي أن العدو لا يلاحقهم ، لذلك يتحركون على طريق حاد ، لكن لدى إيران أعداء: يستخدمون كل الوسائل لمقاطعة أو مهاجمة المنشآت. لكن مع كل هذه العقوبات ، أعادت إيران اختراع العجلة! وقد بدأ كل شيء من البداية ، ووصل إلى أعلى مستوى يصعب تصديقه للعدو. الشركات الناشئة في إيران لديها معدل دوران مرتفع وقيمة إنتاجها مرتفعة للغاية. على سبيل المثال ، وفقًا لما قاله كالديرون: فإن دربي الإيراني ، السباق بين برسبوليس والاستقلال ، لديه حساسية عالمية عالية. على الرغم من قصر النظر ، فإن هذين الناديين مفلسان! ولا يمكنهم دفع أجور اللاعبين. هذا ، بالطبع ، سعيد ، بمعنى أنه يتم تقييم اللاعبين ورواتبهم مرتفعة ، وليس أصول النادي. جميع الأندية في العالم تتطلع إلى تجنيد هؤلاء اللاعبين. إذا كان عقد كل لاعب 10 ملايين يورو (مثل قائد الاختبار) ، فإن قيمة النادي تدور حول: إنتاج هذه القيم يصل إلى مليار يورو. لا يرون هذه الأصول غير المرئية! بالطبع ليس فقط في إيران ، ولكن على Facebook أو Google! ثالثًا ، كل الشباب الإيراني البالغ عددهم 40 مليونًا يمثلون قوة قيمة يعرفون أنهم عاطلون عن العمل وفقراء! لكن الدول الأخرى على استعداد لسرقة هذه! أو تضطر إلى طلب اللجوء. مثل الخيمياء وضعوه على أعينهم. ومع ذلك ، فإن الخونة تفسير شيء آخر. إذا تم دفع كل إيراني ما لا يقل عن مليون يورو سنويًا ، فلن ينتج سوى 40 تريليون يورو من الشباب الإيراني. ثالثا ، هؤلاء اللاجئون! إما اللاجئين الإيرانيين أو المهاجرين ، والغزل والصناعة والاقتصاد في الولايات المتحدة والصين واليابان وكوريا والهند وأوروبا. طالما أنها تعمل ، فهي إيرانية! وقيمتها غير معروفة في إيران! ولكن بمجرد كسب المال ، يتم تضمينها في الولايات المتحدة. وهذا يعني العمل على الحمار! وأكل يابو. من الناحية الإدارية ، يتم كتابة القضية من قبل الإيرانيين أو المدرعة الأمريكية أو الأوروبية ، و / هو يسجل باسمه / اسمها. وهذا يخلق فجوة مزدوجة: فهو يجعل إيران أكثر فقراً وأمريكا أكثر ثراءً. في حين أن الولايات المتحدة هي أكثر البلدان مديونية في العالم ، فإنها تدين بالسرقة. رابعًا ، ما زالوا يعتقدون: في القرن التاسع عشر أو العشرين ، يرون إيران متخلفة. بينما في جميع المجالات ، حققت إيران تقدماً من الدرجة الأولى.

Obair asail! Eat mulberry

Bhuail na Liobrálaithe agus na Leasaitheoirí corda na laethanta seo: tá an Iaráin ag iarraidh a bheith níos measa agus níos measa! Dúirt urlabhraí don chomhdháil um eacnamaíocht dhigiteach: Tagann an t-urlabhra digiteach 8 faoin gcéad d’ioncam na Stát Aontaithe, ach níl aon chéatadán ag an Iaráin! Nó eile, níl an bonneagar ná an cumas ag an Iaráin ríomhghnó a fhorbairt. Dúirt duine eile gur samhail mhaith í an tSeapáin le haghaidh faisnéise san Iaráin. Staonann na tuairimí a rinne na tírghránaigh seo, fiú na naimhde, é a rá. De réir an Aire Cumarsáide, tá sciar 10% den gheilleagar digiteach ag an ngeilleagar digiteach, is é sin, níos mó ná na Stáit Aontaithe. Mar sin caithfidh tú a fheiceáil cén fáth a n-úsáideann siad ardáin oifigiúla chun dul chun cinn na hIaráine a chosc. Ar an gcéad dul síos, má tá dul chun cinn á dhéanamh ag tíortha eile, is faoi eolaithe na hIaráine atá sé. Mar sin ní mór dul chun cinn Mheiriceá agus na hEorpa a scríobh ar chosa na hIaráine. Fiú amháin sa Chóiré, sa tSín, sa tSeapáin agus san India, dá ndéanfaidís dul chun cinn ar bith, bheadh ​​sé saor ola a fháil ón Iaráin. Ceannaíonn siad ola, ach nuair a bhíonn airgead ann, deir siad gur baghcat é. Agus ní féidir linn airgead a aistriú! Agus caitheann siad é ar a mbonneagar. Ar an dara dul síos, ní cheadaítear iad. Is é sin, ní leanann an namhaid iad, ionas go mbogann siad ar chonair ghéar, ach tá naimhde ag an Iaráin: úsáideann siad gach modh chun na háiseanna a bhaghcat nó ionsaí a dhéanamh orthu. Ach leis na smachtbhannaí seo go léir, tá an roth athchóirithe ag an Iaráin! Agus thosaigh sé ar fad ón tús, ag teacht ar an leibhéal is airde atá deacair a chreidiúint don namhaid. Tá láimhdeachas ard ag tosaithe san Iaráin agus tá a luach táirgthe an-ard. Mar shampla, de réir Calderon: Tá íogaireacht ard domhanda ag an Derby Natural, an cine idir Persepolis agus Neamhspleáchas. Cé go bhfuil radharc gearr orthu, tá an dá chlub seo féimheach! Agus ní féidir leo íoc as pá na n-imreoirí. Tá sé seo, ar ndóigh, sásta, rud a chiallaíonn go bhfuil meas ar imreoirí agus go bhfuil a dtuarastail ard, ní sócmhainní an chlub. Tá na clubanna go léir sa domhan ag iarraidh na himreoirí seo a earcú. Má tá € 10 milliún i gconradh gach imreora, (mar shampla an captaen tástála) níl ach luach an chlub: Is é € 900 billiún an táirgeadh. Ní fheiceann siad na sócmhainní dofheicthe seo! Ar ndóigh, ní hamháin san Iaráin, ach ar Facebook nó Google! Ar an tríú dul síos, is fórsa luachmhar iad na 40 milliún Iaráin óga go léir a bhfuil siad dífhostaithe agus bocht! Ach tá tíortha eile sásta iad seo a ghoid! Nó caithfidh tú tearmann a lorg. Cosúil le hailceimic, cuireann siad ar a súile iad. Mar sin féin, léiríonn na tréitheoirí rud éigin eile. Má íoctar milliún euro ar a laghad in aghaidh na hIaráine in aghaidh na bliana, ní thabharfaidh sé fiú € 40 billiún d’óige na hIaráine. Sa tríú háit, na dídeanaithe seo! Dídeanaithe nó inimirceach Natural, ag sníomh le tionscal agus le geilleagar na Stát Aontaithe, na Síne, na Seapáine, na Cóiré, na hIndia agus na hEorpa. Chomh fada agus a oibríonn siad, is Natural iad! Agus níl a luach ar eolas san Iaráin! Ach nuair a dhéanann siad airgead, tá siad san áireamh sna Stáit Aontaithe. Ciallaíonn sé sin an t-asal a oibriú! Agus itheann yabu. I dtéarmaí riaracháin, is é Iranians, Meiriceánach nó armúrtha Eorpach a scríobh an cás, agus: cláraíonn sé / sí ina ainm féin. Cruthaíonn sé seo dúbailt dhúbailte: déanann sé an Iaráin níos boichte agus i Meiriceá níos saibhre. Cé gurb í na Stáit Aontaithe an tír is mó a bhfuil féichiúnas uirthi ar fud an domhain, is faoi na robálacha seo atá sé. Ceathrú, is dóigh leo go fóill: Sa naoú haois déag nó san fhichiú haois, feiceann siad an Iaráin ar gcúl. Cé go bhfuil dul chun cinn den chéad scoth déanta ag an Iaráin i ngach réimse.

درباره‌ی ماهین نیوز

پایگاه خبری ماهین نیوز پایگاه خبری ماهین نیوز به چهار زبان فارسی انگلیسی عربی و آذری تحلیلی خبری اطلاع رسانیسیاسی فرهنگی اقتصادی مجوز 26237/92وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی صاحب امتیاز و مدیر مسئول: سید احمد حسینی ماهینی آدرس : تهران میدان شهدا پاساژ امیدوار طبقه دوم واحد 2 09120836492 همراه , ,telgram watsapp face booke soroush sahmahini@yahoo.com تلفکس36608516,28

حتما ببینید

دستورالعمل بیمه قالیبافان مورد بازنگری قرار می گیرد

سید حسن نصرالله: شهید سلیمانی یک شخصیت جامع بود

سید حسن نصرالله: شهید سلیمانی یک شخصیت جامع بود تهران – ایرنا – دبیرکل حزب …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *