فرزند شهید بود برای کار مراجعه کرد گفتند هر روز باید بری کشتارگاه گوشت بیاری برای موسوی لاری و کرباسچی رفت .او را تحویل گرفتند و دو گوسفند پاک شده آماده طبخ به او دادند. یکی برای موسوی لاری یکی هم برای کرباسچی. رفت جماران منزل کرباسچی را پیدا کرد چه خانه بزرگی؟!!از بیت المال و خون شهدا، در زد یکی آمد و گفت بله مال ماست ولی باید ببری آن خونمون!پس دو خانه از بیتالمال داشت کرباسچی اصفهانی یک لا قبا و طلبه. تحویل داد و سریع موسوی لاری گرفت گفت شاید این سید است انصاف داشته باشد. دید خانه بزرگتر و مجلل تر ۵۰۰میلیارد آنموقع. خود حاج آقا آمد و بدون شرمندگی گفت ببر تحویل آشپزخانه بده
