بهزاد نبوی با چند نقطه صعف شهید رجایی در زندان (انگشتی !) خود را بر او سوار کرد و سخنگوی او شد او از ابتدا طرح براندازی جمهوری اسلامی و ایجاد حکومت کمونیستی به رهبری خودش را دنبال میکرد از بنده هم دعوت کرد به تیم او بپیوندم، چند بار صالح آبادی را سراغم فرستاد ولی منکه معتقد به ولی فقیه بودم دعوت او را نپدیرفتم و به صالح آبادی هم گفتم با او همکاری نکند. وی مانند مائو معتقد بود با رژیم باید همکاری کرد تا به او شک نکنند. ولذا تا کنون ۱۸هزار ترور انجام داده تا معتقدان به ولایت فقیه را از بین ببرد و جکومت را از آن خود کند، ولی کسی به او شک نکرده است. مهمترین محوری که باعث موفقیت او شده ،اندیشه انقلاب فقرا هست. در حالیکه قرآن می فرماید انسانهای شکم سیر ،شورش می کنند و همیشه ثروتمندان هستند مقابل انبیا می ایستند(مترفین)او از شورش فقرا دم میزند، و مسئولین را میترساند، و لدا هرساله کودتا انجام میدهد، ولی موفق نمیشود و تقصیر را به گردن فقر می اندازد.تا موقعی که این تخم لق در زبان مسئولین هست شورش ثروتمندان را گناه فقرا می بینند و از نبوی هم تشکر می کنند


