تئوری پیزوری و در پیتیتئوری های شیطانی و غربگدایانه کاسه از اش داغتر همه باطل شده است و پنجاه سال است هرچه می کوشند نتیجه برعکس است لذا باید انها را بر در پیت گذاشت از جمله تئوری های اقتصادی و مدیریت است. مثلا در اقتصاد میگویند منابع محدود برای نیازهای نامحدود در حالیکه منابع غنی و ده برابری ما داریم و خداوند متکفل روزی همه هست و نیاز ها محدود؟؟؟چرا که هرنفر یک شکم بیشتر ندارد!!لذا گرسنگی و فقر در جامعه نیست و بدگمانی به خدا محسوب میشود و انها منظور شان همین است. یا در اصول مدیریت بهره وری و سود اوری برایخود هدف اصلی اسن لذا همه جاه طلب و خود محور میشوند در حالیکه در اسلام نظریه ایثار هست و بهترین مدیر کسی است که به دیگران سود برساند نه فقط برای خود.حتی امام علی می گوید پست و مقام نباید به دید لقمه چرب نگریسته شود در حالیکه مدیران فعلی ان را فقط برای خود می خواهند لذا اختلاس رشوه و دزدی تفکر انان میشود. یا در روانشناسی اصل بر کمپلکس عقده و حسادت هست. اما در اسلام عقده و حسادت و عقده گشایی از صفات رذیله و باید سرکوب شود و بجای آن نوعدوستی فداکاری ، تنها روش خودسازی هست. حتی در علوم غیر انسانی. فرضیه نور یا ذره در فیزیک و پلاسما و شیمی مواد نا هوشیار و تصادفی می دانند. در حالیکه تمام ذره ها هوشیارند و از خالق خود دریافت کرده اند
