در امپراتوری اسلامی همه آنقدر خورده اند که ،به اینجاشون رسیده. (اذابلغت الحلقوم )و مرض قند و خون و چربی گرفتند. ولی در جمهوری اسلامی مردم نان شب ندارند و به اینجاشون رسیده. در امپراتوری اسلامی هرروز عصر که میشود. دست زن و بچه اش را می گیرد و، به امامزاده یا پارک و رستوران می برد و، حتی اگر تنها باشد یک نفر را میهمان می کند! ولی در جمهوری اصلا فرصت سرخاراندن ندارد. همه وقت کار می کند تا یک لقمه نان بیاورد، ولی همیشه هشت ش گرو نه هست. در امپراتوری اسلامی موشک به فضا پرتاب میشود، ولی در جمهوری اسلامی حتی موتور و گیربکس هم نمیتوانند بسازند . در امپراتوری اسلامی هر ایرانی یک خیر است، یعنی خودش تامین است و دنبال فقیر می گردد ،پیدا نمیکند. ولی در جمهوری اسلامی همه زباله گردی و گدایی می کنند.. در جمهوری همه نا امید سرگشته و منتظر پایان ان هستند ولی در امپراطوری همه با نشاط سرزنده و منتظر امام زمان . در امپراتوری دختران شاد هستند و ارزوشان این است که یک سانت بیشتر موهایشان دیده شود بلکه پسندیده شود ولی در جمهوری یا اعظم کوری هستند یا پری بلنده . لذا باید بجای جمهوری اسلامی امپراتوری اسلامی تصویب شود. چون جمهوری تصویری است که دشمنان ساخته اند ، ولی امپراتوری را ما میسازیم
