
برابر هرم نیاز های مازلو ، اولین نیاز انسانی نیاز فیزیولوزیک هست: بعد امنیت، تعلق خاطر، احترام به خود، شکوفایی. بررسی عملکرد گروههای نیکوکاری و خیرین، نشان می دهد توانخواهان یا مددجویان نیاز های فیزیولوژیک شان قطعا ارضا شده، حتی از نیاز امنیت و تعلق و خود احترامی هم عبور کرده، و در مرحله شکوفایی هستند! لذا ماراتن ویلچر سواران در کیش و یا روز ملی پارالمپیک، نشان می دهد که انتظار طبقه ضعیف یا قشر مستضعف و یا مددجویان و توانخواهان،!!! همگی معطوف به پایان سیری نیازها و اشباع آنها هست. و چون از مرحله اشباع هم گذشته، دچار بحران خودشیفتگی می شوند. و هرچه به آنها داده شود باز هم کم می بینند، و خواستار افزایش آن می شوند! لذا همگی می خواهند که فقط قهرمان شوند. یکی دیگر از دلایل ریشه کن شدن فقر در ایران افزونی موسسات خیریه بر فقیران هست! دولت جمهوری اسلامی یک کمیته امداد بزرگ است! استخدام ها، پاداش ها همه براساس ترحم و بیکاری پرسنل است! بن ها و کمک های نقدی و جنبی همه بخاطر سیری شکم هست! و اصلا بزرگ و فربه شدن دولت، فقط به خاطر ترجم هست! سازمان بهزیستی هست! تامین اجتماعی هست! وزارت رفاه هست! اینهمه ارگانهای دولتی که همه دارای بخش رفاه کارکنان هست! مشارکت های مردمی هم بیش از دولت هست! هر محله ای یک موسسه نیکوکاری دارد! هر هیات و یا هر مسجدی! مدرسه ها و دانشگاه ها مخصوصا دانشجویان! خیرخواه فراوان هستند. و بقول آلا! که خود را سامانده امور خیریه می داند: هر ایرانی یک نیکوکار است! لذا هیچ ایرانی فقیر نیست! پس باید نیکوکاری را هم صادر کرد تا اشباع آن تبدیل به بحران نشود!
