مسلمبنعقیل علیهماالسلام شخصیت برجستهای نزد اهلبیت علیهمالسلام و به طور خاص نزد امام حسین علیهالسلام بود. وقتی امام حسین علیهالسلام، مسلم علیهالسلام را به عنوان سفیر خود به کوفه فرستاد، او را چنین معرفی نمود: «ای اهل کوفه! برادرم، پسرعمویم و شخص مورد اعتماد از خاندانم، یعنی مسلمبنعقیل را به سوی شما فرستادم». (۱)
با این حال چنانچه میدانیم، کوفیان بدعهد، مسلم علیهالسلام را یاری ندادند؛ تا جاییکه آن جناب، توسط عبیداللهبنزیاد لعنهماالله دستگیر شد.
طبق گزارشهای تاریخی، «وقتی مسلم علیهالسلام دستگیر شد، گریست و گفت: “ما از خداییم و به سوی او بازمیگردیم”. عبیداللهبنعباس سلمی گفت: کسی که مثل تو چنان برنامههایی در سر داشت، اکنون که چنین بلاهایی بر سرش آمده، نباید گریه کند. مسلم علیهالسلام فرمود: به خدا سوگند! برای خودم گریه نمیکنم و برای مرگ خویش، مرثیه نمیخوانم؛ بلکه برای خاندانم که به سوی کوفه میآیند، یعنی حسین و خانواده حسین علیهوعلیهمالسلام میگریم». (۲)
مسلم علیهالسلام به عنوان آخرین خواسته خود پیش از شهادت، مقداری آب طلب کرد. اما از آنجا که ضربه شمشیری به دهان آن جناب اصابت کرده بود، هرگاه جام را به سوی لبانش بالا میآورد، قطرهای خون در آب ریخته میشد. مسلم علیهالسلام دانست که خواسته خداوند این است که او با لب تشنه به شهادت برسد. (۳)
«عبیداللهبنزیاد لعنهماالله به بکربنحمران احمری لعنهالله دستور داد تا سر از بدن مسلم علیهالسلام جدا کرده و پیکر آن جناب را از بالای دارالعماره به پایین بیاندازد. مسلم علیهالسلام الله اکبر و استغفرالله میگفت و بر پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم، صلوات میفرستاد و میگفت: پروردگارا! میان ما و این گروهی که ما را فریفتند و به ما دروغ گفتند و ما را یاری ندادند، داوری کن! مسلم را به برج نگهبانی دارالعماره بردند و پس از آنکه سر از بدنش جدا کردند، پیکرش را از بالای کاخ به زمین انداختند». (۴)
منابع:
(۱) ابومخنف، لوطبنیحیی، وقعه الطف، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۱۷ ه.ق، ص۹۶: «قَدْ بَعَثْتُ إِلَیْکُمْ أَخِی وَ ابْنَ عَمِّی وَ ثِقَتِی مِنْ أَهْلِ بَیْتِی مُسْلِمَ بْنَ عَقِیلٍ».
(۲) مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ ه.ق، ج۴۴، ص۳۵۳: «فَقَالَ وَ مَا هُوَ إِلَّا الرَّجَاءُ أَیْنَ أَمَانُکُمْ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ وَ بَکَى فَقَالَ لَهُ عُبَیْدُ اللَّهِ بْنُ الْعَبَّاسِ السُّلَمِیُّ إِنَّ مَنْ یَطْلُبُ مِثْلَ الَّذِی تَطْلُبُ إِذَا نَزَلَ بِهِ مِثْلُ الَّذِی نَزَلَ بِکَ لَمْ یَبْکِ قَالَ إِنِّی وَ اللَّهِ مَا لِنَفْسِی بَکَیْتُ وَ لَا لَهَا مِنَ الْقَتْلِ أَرْثِی وَ إِنْ کُنْتُ لَمْ أُحِبَّ لَهَا طَرْفَهَ عَیْنٍ تَلَفاً وَ لَکِنْ أَبْکِی لِأَهْلِی الْمُقْبِلِینَ إِلَیَّ أَبْکِی لِلْحُسَیْنِ علیهالسلام وَ آلِ الْحُسَیْنِ».
(۳) مفید، محمدبنمحمد، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، قم، کنگره شیخ مفید، ۱۴۱۳ ه.ق، ج۲، ص۶۱: «کُلَّمَا شَرِبَ امْتَلَأَ الْقَدَحُ دَماً مِنْ فِیهِ فَلَا یَقْدِرُ أَنْ یَشْرَبَ فَفَعَلَ ذَلِکَ مَرَّهً وَ مَرَّتَیْنِ فَلَمَّا ذَهَبَ فِی الثَّالِثَهِ لِیَشْرَبَ سَقَطَتْ ثَنِیَّتَاهُ فِی الْقَدَحِ فَقَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ لَوْ کَانَ لِی مِنَ الرِّزْقِ الْمَقْسُومِ شَرِبْتُهُ».
(۴) فتال نیشابوری، محمدبناحمد، روضه الواعظین و بصیره المعتظین، قم، رضی، ۱۳۷۵ ه.ش، ج۱، ص۱۷۷: «أَیْنَ هَذَا الَّذِی ضَرَبَ ابْنُ عَقِیلٍ رَأْسَهُ بِالسَّیْفِ فَدُعِیَ بَکْرُ بْنُ حُمْرَانَ الْأَحْمَرِیُّ فَقَالَ لَهُ اصْعَدْ فَلْتَکُنْ أَنْتَ الَّذِی تَضْرِبُ عُنُقَهُ فَصَعِدَ بِهِ وَ هُوَ یُکَبِّرُ وَ یَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ یُصَلِّی عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص وَ یَقُولُ اللَّهُمَّ احْکُمْ بَیْنَنَا وَ بَیْنَ قَوْمٍ غَرُّونَا وَ کَذَبُونَا وَ خَذَلُونَا فَأَشْرَفُوا بِهِ عَلَى مَوْضِعِ الْحُرَّاسِ الْیَوْمَ فَضُرِبَ عُنُقُهُ وَ أُتْبِعَ جَسَدُهُ رَأْسَهُ».
#سید_مهدی_وزیری
🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸
