به گزارش امین تاج دینی از سید کامل کریمی متولد ۱۳۳۹ دشت مغان زادگاه روستای قوزلو چشم ب جهان گشودم دریک خانواده مذهبی بزرگ شدم اول ابتدای تاپنجم در روستای بنام آقاحسن بیگلو درس خواندم اول راهنمایی را درشهرستان گرمی ودوم راهنمایی را درپارس آباد مغان ب تحصیل خود ادامه دادم دوباره از سوم راهنمایی تا اول دبیرستان درشهرستان گرمی ادامه تحصیل دادم وچون علاقه ب مستقل بودن داشتم بامشاوره پدر مرحومم درتاریخ سیزده شش ۱۳۵۸ درتولیددارو استخدام رسمی شدم .ومجردی منزل گرفته شبانه در دبیرستان هجرت تهران محله عباسی خیابان حق شناس شروع ب تحصیل کردم..ازیه طرف علاقه خاص ب هنر آواز داشتم درمرکز حفظ اشاعه موسیقی ک زیر نظر استاد شاپور رحیمی بود تست داده قبول شدم مدتی از محضر استاد بهره بردم ..بعد درکنار تحصیل کار هنری را انجام دادم .درسال ۱۲۷۱ بجرم نامعلوم روانه زندان اوین شدم ..پس از رفتن ب زندان همسرم ازمن جدا شد حاصل ازدواج من یه پسر ویه دختر بود بعد اتمام زندان زندگی برام سخت شد ازکار اخراج شدم برادرم مرا برای شهرستان خواست ک برای خود شرکت خصوصی تاسیس کنم با راهنمایی برادرم ک متصدی سیاسی فرمانداری شهرستان گرمی بود مرا تشویق ب تاسیس چاپ درگرمی شد من تلاش کردم از وزارت ارشاد تهران تا اداره ارشاد تبریز پرونده تشکیل دادم تا مجوز بگیرم متاسفانه با حسادت یه عده دوبری ها روبرو شدم شکست خورده گفتم شهرخودرا عوض کنم رفتم شهرستان بیله سوار درآن شهرستان تا تاسیس چاپ وگرفتن پروانه کسب وکارت بازرگانی موفق شدم اما باز برای گرفتن وام ک دستگاه چاپ: که از چک باید وارد میکردم برای گرفتن وام ب مشکل برخوردم کلا شکست خورده ب کشور ترکیه مهاجرت کرده بمدت سیزده سال درکشور ترکیه درشرکت توریستی یک هنرمند مشغول بکار شدم .اونجا برای شکوفا شدن هنرم شانس آوردم متاسفانه بدلیل مهاجرت ب امریکا با چند امریکایی ها آشناشدم فکر کردم آمریکا برم حتما زندگی خوبی را سپری خواهم کرد..وازشرکت هنرمند مد نظر جدا شده رفتم آنکارامدت ها در آنکارا بادوستان خارجی شروع ب تحصیل کردم استاد من بنام pastor Harvey بود بمن قول های امیدوار کننده داده بود: خلاصه بعد مدتی تصمیم داشتم برم امریکا چون پاسپورت من بمدت دوماه بود درسفارت آمریکا بود منم خیالم راحت بود ک عاظم امریکا هستم
[۴/۱۵، ۲۲:۲۱] سید کام: متاسفانه ورق برگشت سال ۱۳۸۶ منو ب ایران دیپورت کردن ومن بمدت ۵ سال تمام از ایران ممنوع الخروج شد
چون کار نداشتم مجبور ب دفتر سینمایی فیروزخان داداش پور قهرمان کشتی کج ایران ک کارش فیلم بود رفتم چون شناخت داشت کلید دفترش را بمن داد ومن کار هنری ایشان دستیار ایشان شدم ک باعث شد یه فیلمی بنام آخرین نفس ب کارگردانی روح الله آتش پرور من نقش پدرو وسرکار خانم بنام ملیکه رنجبر هنرپیشه مشهور نقش مادرو ایفا کردند این فیلم بعد فوت مرحوم فیروز ب پایان رسید..من ازدفتر سینمایی فیروز خان بوسیله دوستی بنام ابراهیم امامی خواننده خوش صدا ب مترو جدب کارشدم.
Can kamel karimi
سید کام: آخرین جمله درمورد فیلم سرگذشت کامل درسه کشور را ازدوستان خارجی ک ساپورت خواهند کرد تشکر قدردانی اشاره بفرمایید ..ک وقتی کسی سرگذشت مرا میخواند تحت تاثیر قرار گیر
