من در سالهای ۵۷تا شصت معاون آموزشی مدرسه عالی شهید مطهری بودم ،زیرا قبل از انقلاب مستدل کتابخانه مسجد قدس نبرد بودم و با این الله امامی کاشانی که امام جماعت بود همکاری میکردم، بعد از انقلاب ایشان حکم دفتر تبلیغات امام خمینی را گرفت و در مدرسه سپهسالار مستقر شد و بنده نزد او رفتم و اعلام آمادگی و ایشان هزار تومان بمن داد و گفت از فردا بیا،بعد مرا به اقای محدث معرفی کرد و گفت می خواهم کلاسهای اندیشه شناسی بگذارم از دکتر حبیبی و شهیدی و ووسروش هم دعوت کرده ام ، کلاسها در محل کتابخانه شروع شد و خود ایشان هم تفسیر موضوعی قران را شروع کرد با این مطلع که تفسیر را کشف القناع گفته اند، با شروع انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاهها، ما کلاسها را به دانشگاهها و کارخانجات و مجتمع ها بردیم و منهم تحلیل سیاسی را شروع کردم با این مطلع که پدیده های سیاسی هم مثل پدیده های فیزیکی و ریاضی قابل شناخت هستند، تا اینکه در سال ۶۱ دستور رسید که طبق وقفنامه عمل شود این الله جنتی هم کمک کرد تا بخش تبلیغات از بخش امورش طلاب جدا شود و ما با دوستان رفتیم باشگاه تاج را که هنوز انقلابی و استقلال نشده بود مصادره کردیم و در اختیار سازمان قرار دادیم و سه نفر را که از مسجد ابوذر امده بودند در انجا قرار دادیم، اقای رشاد و زم و مطلبی هم در انجا مشغول شده وسعت دادند و زم حضرت المقدس را تحویل و به حوزه هنری تبدیل کرد
