خانه / خبر ها / اصلاح نقشه ایران

اصلاح نقشه ایران

 نقشه ایران از زمان هخامنشیان تا زمان نادر شاه یکی است! تقریبا تمام دنیای روز را در بر می گرفته، البته دو گروه یونانیان و رومیان از یک طرف، و آل سعود از طرف دیگر سعی کردند آن را کو چکتر و بی رونق تر نشان دهند. مثلا در زمان هخامنشیان، ایران دارای ۱۳استان بود، که بطور شاخص یکی از انها اربیا نامگذاری شده، که همان عربیه امروز است: که آن را از نقشه جدا کرده اند. یعنی عربستان با تمام وسعتش زیر مجموعه، و جزو خاک ایران حساب بوده است. وجود استان مکا ثابت می کند که این خیانت عمدی بوده است. زیرا مکا را بصورت مکه نوشته، سعی دارند آن را از خاک ایران جدا نشان دهند. مهمترین دلیل این خیانت آن است که: در عربستان سعودی هر نوع حفاری باستانی ممنوع است! با وجود تخریب سه هزار اثر باستانی، تا کنون هیچ سازمان بین المللی اعتراضی نکرده است. باقیمانده آثار باستانی هم به بالای صد هزار نقطه می رسد، که هیچکدام ثبت جهانی نشده! در عربستان فقط یک تپه که آثار یهودیان است، ثبت جهانی شده تا ثابت کند: عربستان هم جزو اسرائیل است. در حالیکه آثار باستانی در اسرائیل و غزه و ترکیه، نشان می دهد همه آنها جزو ایران بودند: قلعه ها و سازه های داریوش بزرگ و: دیگر پادشاهان ایرانی در انجا هست، مثلا در مصر، کانال سوئز به فرمان داریوش حفاری شد. ولی عبدالناصر به تحریک آل سعود، نه تنها آن را ایرانی معرفی نکرد، بلکه خلیج فارس را هم خلیج عربی می گفت. اینهمه خیانت به تاریخ ایران، فقط بخاطر ظهور آل سعود است، که همه اثار باستانی که نشانی از ایران دارد، تخریب می کند گاهی بنام شرک! و گاهی به دست داعش.(خود آل سعود هم از یهودیان تبریزی الاصل هستند) رومیها و یونانی ها(اروپا) هم قبلا همین کار را می کردند. در حالیکه اسکندر ایرانی بود، و در آناتولی یا ترکیه(ارپاتوکا) زندگی می کرد، ارسطو نیز در ترکیه بوده، و  زیر نظر شاهان ایرانی . ولی برای شکست دولت مرکزی، از قبایل بربر استفاده می کردند. لذا آتن یا رم کشور یا اقلیم نبودند، بلکه فقط یک روستا بودند که بربرها در ان زندگی می کردند، بربر ها را گلادیاتور نامیدند! و آنها را برای جنگ با ایران(دولت مرکزی) پرورش دادند. اما همیشه از ایران شکست می خوردند. در سوره روم هم که اول بار رومی ها، از ایران شکست می خورند. برخی از انها اسکندر را فاتح ایران معرفی کردند، در حالیکه خودش ایرانی بود! که گاهی از او بعنوان ذوالقرنین و یا کورش یاد شده است. به همین شکل حمله اعراب به ایران هم، یک تحریف تاریخی است: زیرا اعراب جزو سرزمینی ایران بودند. مثل سلجوقیان  یا غزنویان که از تورانیان بودند، یا یعقوب لیث صفاری که از سیستان و بابک خرمدین از آذربایجان. تاریخ واقعی این است که مبارزان اصلی فتح ایران، ابن سعد نبود، بلکه خود ایرانی ها ساکن یمن! در داخل لشکر یا: مانند سلمان فارسی و حضرت علی بودند. حضرت علی و پیامبر هم ایرانی بودند(خودشان فرمودند من عرب نیستم، بلکه معرب هستم) چه زمانی که زیر نظر استاندار ایرانی بنام: باذان و پسرش بودند، و چه به سبب پدر بزرگشان حضرت اسماعیل که از ایلام آمده بود. چرا تا کنون هیچ تاریخ نگاری، به این موضوع اهمیت نداده؟ زیرا از اوج گرفتن ایران ناراضی بودند. اما امروزه بیداری جهانی آغاز شده، رهبران ایران مانند داریوش و کورش بزرگ، دغدغه اتحاد همه جهان را دارند. شهید سلیمانی را باید شهید راه حکومت واحد جهانی دانست. لذا بجای آرش و  ورستم و کورش افسانه ای! آرش های و کورش های واقعی راشناخت: راه را برای تمدن نوین ایرانی باز کرده، موجب اتحاد مجدد قطعه های این پازل هستند. و نقشه را هم اصلاح کرد

Modification of the map of Iran

 The map of Iran from the time of the Achaemenids to the time of Nader Shah is the same! It covered almost the whole world of the day, but the two groups of Greeks and Romans, on the one hand, and Al Saud, on the other, tried to make it more prosperous. For example, during the Achaemenid period, Iran had 13 provinces, one of which was named Arabia, which is the same as today’s Arabia: which was separated from the map. In other words, Saudi Arabia, with all its vastness, has been a subset of Iran. The existence of the province of Mecca proves that this betrayal was intentional. Because he wrote Mecca as Mecca, they try to separate it from Iran. The most important reason for this betrayal is that: In Saudi Arabia, any kind of ancient excavation is forbidden! Despite the destruction of 3,000 antiquities, no international organization has protested so far. The rest of the antiquities reach over one hundred thousand points, none of which have been registered worldwide! In Saudi Arabia, only one hill, which is the work of the Jews, has been registered worldwide to prove: Saudi Arabia is also part of Israel. While the antiquities in Israel, Gaza and Turkey show that all of them were part of Iran: the castles and structures of Darius the Great and: There are other Persian kings there, for example in Egypt, the Suez Canal was excavated by order of Darius. But Abdul Nasser, at the instigation of Al Saud, not only did not introduce it as Iranian, but also called the Persian Gulf the Arabian Gulf. All this betrayal of the history of Iran is only due to the emergence of Al-Saud, which destroys all the antiquities that bear the mark of Iran, sometimes in the name of polytheism! And sometimes at the hands of ISIS. (Al-Saud itself is also of Tabrizi origin.) The Romans and the Greeks (Europe) used to do the same. While Alexander was Persian, and lived in Anatolia or Turkey (Erpatoka), Aristotle was also in Turkey, under the rule of the Persian kings. But they used Berber tribes to defeat the central government. So Athens or Rome was not a country or a climate, but just a village where the barbarians lived, the barbarians were called gladiators! And raised them to fight Iran (the central government). But they always lost to Iran. In Surah Romans, for the first time, the Romans were defeated by Iran. Some of them introduced Alexander as the conqueror of Iran, while he was an Iranian! He is sometimes referred to as Dhu al-Qarnayn or Cyrus. Similarly, the Arab invasion of Iran is a historical distortion: because the Arabs were part of Iranian territory. Like the Seljuks or Ghaznavids who were from Turanians, or Yaqub Laith Saffari who was from Sistan and Babak Khorramdin from Azerbaijan. The real history is that the main fighters for the conquest of Iran were not Ibn Sa’d, but the Iranians themselves living in Yemen! They were inside Lashkar or: like Salman Farsi and Hazrat Ali. Imam Ali and the Prophet were also Iranians (they themselves said that I am not an Arab, but I am an Arab) either when they were under the supervision of the Iranian governor named: Bazan and his son, or because of their grandfather Ismail who came from Ilam. Why has no historian ever paid attention to this issue? Because they were dissatisfied with the rise of Iran. But today the global awakening has begun, Iranian leaders like Darius and Cyrus the Great are concerned about the unity of the whole world. Martyr Soleimani should be considered a martyr for a single world government. So instead of Arash and Verstam and the legendary Cyrus! Recognize the real Arash and Cyrus: pave the way for a new Iranian civilization, reunite the pieces of this puzzle. And modified the map

تعدیل خریطه إیران

 خریطه إیران من زمن الأخمینیین إلى زمن نادر شاه هی نفسها! لقد غطت العالم کله تقریبًا ، لکن مجموعتین من الیونانیین والرومان ، من ناحیه ، وآل سعود من ناحیه أخرى ، حاولت جعلها أکثر ازدهارًا. على سبیل المثال ، خلال الفتره الأخمینیه ، کان لدى إیران ۱۳ مقاطعه ، واحده منها کانت تسمى شبه الجزیره العربیه ، وهی نفس شبه الجزیره العربیه الیوم: والتی تم فصلها عن الخریطه. بعباره أخرى ، المملکه العربیه السعودیه ، بکل اتساعها ، کانت مجموعه فرعیه من إیران. إن وجود منطقه مکه المکرمه یثبت أن هذه الخیانه کانت مقصوده. ولأنه کتب مکه باسم مکه ، فقد حاولوا فصلها عن إیران. وأهم سبب لهذه الخیانه أنه: فی السعودیه ممنوع أی نوع من الحفریات القدیمه! على الرغم من تدمیر ۳۰۰۰ قطعه أثریه ، لم تحتج أی منظمه دولیه حتى الآن. أما باقی الآثار فبلغت أکثر من مائه ألف نقطه لم یتم تسجیل أی منها عالمیا! فی المملکه العربیه السعودیه ، تم تسجیل تله واحده فقط ، وهی من عمل الیهود ، فی جمیع أنحاء العالم لإثبات أن المملکه العربیه السعودیه هی أیضًا جزء من إسرائیل. بینما تظهر الآثار فی إسرائیل وغزه وترکیا أنها کانت جمیعها جزءًا من إیران: قلاع وهیاکل داریوس الکبیر و: هناک ملوک فارسیون آخرون هناک ، على سبیل المثال فی مصر ، تم حفر قناه السویس بأمر من داریوس. لکن عبد الناصر ، بتحریض من آل سعود ، لم یعرّفها على أنها إیرانیه فحسب ، بل أطلق علیها أیضًا اسم الخلیج العربی. کل هذه الخیانه لتاریخ إیران هی فقط لظهور آل سعود الذی یدمر کل الآثار التی تحمل بصمه إیران ، أحیاناً باسم الشرک! وأحیانًا على ید داعش (آل سعود نفسه من أصل تبریزی) اعتاد الرومان والیونانیون (أوروبا) فعل الشیء نفسه. بینما کان الإسکندر فارسیًا ، وعاش فی الأناضول أو ترکیا (إرباتوکا) ، کان أرسطو أیضًا فی ترکیا ، تحت حکم الملوک الفارسیین. لکنهم استخدموا القبائل البربریه لهزیمه الحکومه المرکزیه. إذن لم تکن أثینا أو روما دوله أو مناخًا ، بل کانت مجرد قریه یعیش فیها البرابره ، وکان البرابره یُطلق علیهم المصارعون! ورفعتهم لمحاربه إیران (الحکومه المرکزیه). لکنهم خسروا دائمًا أمام إیران. فی سوره الرومان ، هُزم الرومان لأول مره أمام إیران. ومنهم من قدم الإسکندر فاتحا لإیران وهو إیرانی! یُشار إلیه أحیانًا باسم ذو القرنین أو کورش. وبالمثل ، فإن الغزو العربی لإیران هو تحریف تاریخی: لأن العرب کانوا جزءًا من الأراضی الإیرانیه. مثل السلاجقه أو الغزنویین من الطورانیین ، أو یعقوب لیث سفاری من سیستان وباباک خرمدین من أذربیجان. والتاریخ الحقیقی هو أن المقاتلین الرئیسیین لغزو إیران لم یکونوا ابن سعد ، ولکن الإیرانیین أنفسهم یعیشون فی الیمن! کانوا داخل عسکر أو: مثل سلمان فارسی وحضره علی. وکان الإمام علی والنبی أیضًا إیرانیین (قالوا هم أنفسهم أننی لست عربیًا ، لکننی عربی) سواء کانوا تحت إشراف الحاکم الإیرانی المسمى: بازان وابنه ، أو بسبب جدهم إسماعیل الذی جاء من إیلام. لماذا لم یهتم أی مؤرخ بهذه القضیه؟ لأنهم کانوا غیر راضین عن صعود إیران. لکن الیوم بدأت الصحوه العالمیه ، والقاده الإیرانیون مثل داریوس وکورش الأکبر قلقون بشأن وحده العالم بأسره. یجب اعتبار الشهید سلیمانی شهیدًا لحکومه عالمیه واحده. لذا بدلاً من أراش وفیرستام والأسطوری سایروس! تعرف على أراش وکورش الحقیقیین: مهد الطریق لحضاره إیرانیه جدیده ، أعد توحید قطع هذا اللغز. وتعدیل الخریطه

Τροποποίηση του χάρτη του Ιράν

 Ο χάρτης του Ιράν από την εποχή των Αχαιμενιδών έως την εποχή του Νάντερ Σάχ είναι ο ίδιος! Καλύπτει σχεδόν ολόκληρο τον κόσμο της ημέρας, αλλά οι δύο ομάδες Ελλήνων και Ρωμαίων, αφενός, και ο Αλ Σαουντ, από την άλλη, προσπάθησαν να τον καταστήσουν πιο ευημερούμενο. Για παράδειγμα, κατά την περίοδο της Αχαιμενίδης, το Ιράν είχε ۱۳ επαρχίες, μία εκ των οποίων ονομάστηκε Αραβία, η οποία είναι η ίδια με τη σημερινή Αραβία: η οποία διαχωρίστηκε από τον χάρτη. Με άλλα λόγια, η Σαουδική Αραβία, με όλη της την έκταση, ήταν ένα υποσύνολο του Ιράν. Η ύπαρξη της επαρχίας της Μέκκας αποδεικνύει ότι αυτή η προδοσία ήταν σκόπιμη. Επειδή έγραψε τη Μέκκα ως Μέκκα, προσπαθούν να το χωρίσουν από το Ιράν. Ο πιο σημαντικός λόγος για αυτήν την προδοσία είναι ότι: Στη Σαουδική Αραβία, απαγορεύεται κάθε είδους αρχαία ανασκαφή! Παρά την καταστροφή ۳.۰۰۰ αρχαιοτήτων, κανένας διεθνής οργανισμός δεν έχει διαμαρτυρηθεί μέχρι στιγμής. Οι υπόλοιπες αρχαιότητες φτάνουν πάνω από εκατό χιλιάδες πόντους, κανένας από τους οποίους δεν έχει καταχωριστεί παγκοσμίως! Στη Σαουδική Αραβία, μόνο ένας λόφος, που είναι έργο των Εβραίων, έχει καταχωριστεί παγκοσμίως για να αποδείξει: η Σαουδική Αραβία είναι επίσης μέρος του Ισραήλ. Ενώ οι αρχαιότητες στο Ισραήλ, τη Γάζα και την Τουρκία δείχνουν ότι όλες ήταν μέρος του Ιράν: τα κάστρα και οι δομές του Δαρείου του Μεγάλου και: Υπάρχουν άλλοι Περσικοί βασιλιάδες εκεί, για παράδειγμα στην Αίγυπτο, το κανάλι του Σουέζ ανασκάφηκε με εντολή του Δαρείου. Όμως ο Abdul Nasser, με την υποκίνηση του Al Saud, όχι μόνο δεν το εισήγαγε ως Ιρανικό, αλλά και ονόμασε τον Περσικό Κόλπο τον Αραβικό Κόλπο. Όλη αυτή η προδοσία της ιστορίας του Ιράν οφείλεται μόνο στην εμφάνιση του Al-Saud, που καταστρέφει όλες τις αρχαιότητες που φέρουν το σήμα του Ιράν, μερικές φορές στο όνομα του πολυθεϊσμού! Και μερικές φορές στα χέρια του ISIS. (Το ίδιο το Al-Saud είναι επίσης καταγωγής Tabrizi.) Οι Ρωμαίοι και οι Έλληνες (Ευρώπη) έκαναν το ίδιο. Ενώ ο Αλέξανδρος ήταν Περσός και έζησε στην Ανατολία ή την Τουρκία (Ερπατόκα), ο Αριστοτέλης ήταν επίσης στην Τουρκία, υπό την κυριαρχία των Περσών βασιλιάδων. Αλλά χρησιμοποίησαν τις φυλές Berber για να νικήσουν την κεντρική κυβέρνηση. Έτσι η Αθήνα ή η Ρώμη δεν ήταν χώρα ή κλίμα, αλλά απλώς ένα χωριό όπου ζούσαν οι βάρβαροι, οι βάρβαροι ονομάστηκαν μονομάχοι! Και τους μεγάλωσε για να πολεμήσουν το Ιράν (την κεντρική κυβέρνηση). Αλλά πάντα έχαναν από το Ιράν. Στο Surah Romans, για πρώτη φορά, οι Ρωμαίοι ηττήθηκαν από το Ιράν. Μερικοί από αυτούς εισήγαγαν τον Αλέξανδρο ως κατακτητή του Ιράν, ενώ ήταν Ιρανός! Μερικές φορές αναφέρεται ως Dhu al-Qarnayn ή Cyrus. Ομοίως, η αραβική εισβολή στο Ιράν αποτελεί ιστορική παραμόρφωση: επειδή οι Άραβες ήταν μέρος του ιρανικού εδάφους. Όπως οι Σελτζούκοι ή οι Γκαζναβίδες που ήταν από Τουρανούς, ή ο Γιακμπ Λαϊθ Σαφάρι που ήταν από το Σιστάν και ο Μπαμπάκ Χοραμντίν από το Αζερμπαϊτζάν. Η πραγματική ιστορία είναι ότι οι κύριοι μαχητές για την κατάκτηση του Ιράν δεν ήταν ο Ιμπν Σαντ, αλλά οι ίδιοι οι Ιρανοί που ζούσαν στην Υεμένη! Ήταν μέσα στο Lashkar ή: όπως ο Salman Farsi και ο Hazrat Ali. Ο Ιμάμης Αλί και ο Προφήτης ήταν επίσης Ιρανοί (οι ίδιοι είπαν ότι δεν είμαι Άραβας, αλλά είμαι Άραβας) είτε όταν ήταν υπό την επίβλεψη του Ιρανού κυβερνήτη που ονομάζεται: Μπαζάν και ο γιος του, είτε λόγω του παππού τους Ισμαήλ που προήλθε από τον Ιλάμ. Γιατί κανένας ιστορικός δεν έδωσε ποτέ προσοχή σε αυτό το ζήτημα; Επειδή ήταν δυσαρεστημένοι με την άνοδο του Ιράν. Αλλά σήμερα έχει ξεκινήσει η παγκόσμια αφύπνιση, οι Ιρανοί ηγέτες όπως ο Δαρείος και ο Μέγας Κύρος ανησυχούν για την ενότητα ολόκληρου του κόσμου. Ο μάρτυρας Soleimani θα πρέπει να θεωρείται μάρτυρας για μια παγκόσμια κυβέρνηση. Έτσι αντί για τον Arash και τον Verstam και τον θρυλικό Cyrus! Αναγνωρίστε τον πραγματικό Arash και τον Κύρο: ανοίξτε το δρόμο για έναν νέο ιρανικό πολιτισμό, επανενώστε τα κομμάτια αυτού του παζλ. Και τροποποίησε τον χάρτη

درباره‌ی ماهین نیوز

تا زمانی که همه دست روی دست گذاشتند تا آقاجانمان بیاید تنهایی آبادش کند شما قومطالوت نباش که به حضرت داود گفتند تو با خدایت برو با دشمن جنگ کن اگر پیروز شدی ما هم میاییم ستاد باز سازی بقیع شریف تلفن 02136878594همراه09120836492اختصاصی09012690824 و 09190883546

حتما ببینید

شورای عالی علمای شیعه با طالبان

کشور افغانستان , طالبان , شیعیان , «محمد اکبری» معاون این شورا در نشست گفت: …