چهارشنبه , ۴ خرداد ۱۴۰۱
خانه / اندیشکده حکمرانی جهانی / تعادل اقتصادی و قاچاق معکوس
تریلی حامل روغن که در سه راه سیاه منصور چپ کرده
تریلی حامل روغن که در سه راه سیاه منصور چپ کرده

تعادل اقتصادی و قاچاق معکوس

نبض بازار اگر بطور طبیعی بزند همه چیز در جای خود قرار گرفته باشد قیمت ها ارزان شده و مردم با قدرت خرید مناسب به همه خواسته های اقتصادی خود می رسند. اما کسانی هستند که در این بازار دست کاری می کنند تا منافع بیشتری به سوی جذب کنند. لذا تعادل بازار را به هم ریخته و گرانی و تورم را بوجود می اورند. یکی از روش ها احتکار است. یعنی تولید کننده با احتکار کالا کمبود مصنوعی ایجاد می کند تا قیمت ها بالا برود و جنس خود را بفروشد. البته اگر فقط این متغییر باشد، بعد از مدتی تولید کنندگان جدید وارد شده و فراوانی ایجاد شده و قیمت به حال قبل برمی گردد. زیرا سود زیاد این کالا تولید کنندگان را به خود جذب می کند. لذا احتکار کنندگان باید انحصار کننده هم باشند. یعنی به دیگر تولید کنندگان اجازه ندهند تا وارد بازار شوند. مانند صنایع خودرو سازی ایران که ۵۰سال واردات خودرو را ممنوع کردند تا مردم مجبور به خرید محصولات آنها شوند. لذا آنها هم با احتکار فصلی کمبود مصنوعی ایجاد کرده بعد از افزایش قیمت آنها را وارد بازار می کردند. پس اگر انحصار و احتکار با هم نباشند قیمت ها می شکند. و گرانی نشان وجود احتکار و انحصار و اتحاد این دو می باشد. از سوی دیگر دولت ایران در این ۵۰سال برای کالاهای اساسی حساب ویژه باز کرده بود. یکی از این راهها واردات باقیمت ارز دولتی بود. که یک کار حسابداری بود. یعنی فقط برای خودشان ضرب و تقسیم می کردند و الا در عالم خارج، چنین چیزی وجود نداشت. مثلا با ارز ۷۰ریالی گندم و برنج و روغن و ارد می کردند.لذا بهای تمام شده واردات خیلی کمتر از تولید داخلی می شد. و تولید کنندگان قادر به رقابت نبودند. و از بین می رفتند. و کشور وابسته به واردات می شد. یکی از دلایل آن عدم دریافت فیزیکی پول نفت بود. زیرا در ۱۲۰سال عمر نفت ایران یک دلار هم به خزانه واریز نشده است.۵۰سال اول که دست انگلیس ها بود و انحصاری برداشت کرده و پول آن برای ایجاد بریتانیای کبیر خرج می شد.۳۰سال بعدی که برای قدرت برتر آمریکا هزینه شد . و در ۴۰سال بعد از انقلاب هم که تحریم بوده اصلا بانکها اجازه انتقال دلار نداشتند. لذا حسابداران بانک مرکزی به خیال خود نرخ ارز را ثابت نگهداشتند، و با آن کالاهای اساسی وارد کردند. در حالیکه دلار در بازار آزاد هر روز کمتر می شد و لذا قیمت ان بالاتر می رفت. زیرا امکان حواله دریافت و پرداخت نبود. بنابر این پول نفت را در انسو می دادند و کالهای اساسی را چند برابر قیمت و با دور زدن تحریم ها می خریدند با اینحال طوری محاسبه می کردند که نصف قیمت تولید داخلی باشد و مردم تمایلی به خرید کالاهای داخلی نداشته باشند. به همین جهت مردم روستاها را رها کرده به شهر می امدند تا از ارزاق ارزانتر استفاده کنند. و همسایه ها نیز افراد خود را به عنوان آواره یا پناهنده به ایران گسیل می کردند که در این ارزانی شریک باشند. و با کمک آنها ارزاق از ایران به کشورهای همسایه هم قاچاق می شد. لذا کنتور مصرف ایران سه برابر متوسط دنیا نشان می داد. که برنامه ریزی را مشکل می کرد. مثلا وزرات کشاورزی تولید و خرید گندم و واردات گندم را برای ۸۰میلیون ایرانی حساب می کرد در حالیکه دو برابر این جمعیت بطور غیر رسمی یا مهمان یا قاچاق از ان بهره می جستند. در همه زمینه ها اینطور بود: گازوئیل و نفت و برق و آب و.. شش برابر مصرف متوسط دنیا گزارش می شد. هر دولتی هم می خواست جراحی کند ناقص تر می شد مثلا روحانی ارز را به ۴۲۰۰ارتقا داد. روز اول کسی طالب نبود زیرا ارز ۳هزار بود. لذا آن را به اشنایان دادند تا دیگران هم ترغیب شوند. دیگران که ترغیب شدند ارز ده برابر شد.
Economic balance and reverse trafficking
If the market pulse beats naturally, everything is in place, prices will go down, and people will be able to meet all their economic needs with the right purchasing power. But there are those who manipulate this market to attract more profits. Therefore, they upset the market balance and create inflation. One method is hoarding. That is, the producer creates an artificial shortage by hoarding goods so that prices can rise and he can sell his goods. Of course, if this is the only variable, after a while new manufacturers will enter and abundance will be created and the price will return to the previous one. Because the high profit of this product attracts producers. Therefore, hoarders must also be monopolists. That is, do not allow other manufacturers to enter the market. Like the Iranian car industry, which banned the import of cars for 50 years so that people would be forced to buy their products. Therefore, they also created artificial shortages with seasonal hoarding and introduced them to the market after the price increase. So if monopoly and hoarding are not together, prices will break. And high prices indicate the existence of monopoly, monopoly and union of the two. On the other hand, the Iranian government had opened a special account for basic goods during these 50 years. One way was to import expensive government currency. Which was an accounting job. That is, they multiplied and divided only for themselves, and otherwise in the outside world, there was no such thing. For example, they traded wheat, rice, oil and flour for 70 Rials. Therefore, the cost of imports was much lower than domestic production. And manufacturers could not compete. And they perished. And the country became dependent on imports. One of the reasons was the lack of physical receipt of oil money. Because in the 120 years of Iran’s oil, not a single dollar has been deposited in the treasury. And in the 40 years after the revolution, when there were sanctions, banks were not allowed to transfer dollars at all. Therefore, the central bank accountants kept the exchange rate stable, and imported basic goods with it. While the dollar was lower every day in the open market and therefore its price was higher. Because it was not possible to receive and pay the remittance. So they paid for the oil in Enso and bought the basic goods many times the price and bypassed the sanctions. However, they calculated that it was half the price of domestic production and people were not willing to buy domestic goods. For this reason, people left the villages and came to the city to use cheaper food. And the neighbors sent their people to Iran as refugees or refugees to share in this cheapness. And with their help, food was smuggled from Iran to neighboring countries. Therefore, Iran’s consumption meter showed three times the world average. Which made planning difficult. For example, the Ministry of Agriculture estimated the production and purchase of wheat and the import of wheat for 80 million Iranians, while twice as many people used it informally or as guests or smugglers. In all fields, it was like this: diesel, oil, electricity, water, etc., were reported to be six times the world average consumption. Any government that wanted to operate would be more imperfect, for example, Rouhani raised the currency to 4,200. The first day no one wanted because the currency was 3 thousand. So they gave it to acquaintances to encourage others. Others who were persuaded the currency increased tenfold.
التوازن الاقتصادی وعکس الاتجار
إذا کان نبض السوق ینبض بشکل طبیعی ، فإن کل شیء فی مکانه ، وستنخفض الأسعار ، وسیتمکن الناس من تلبیه جمیع احتیاجاتهم الاقتصادیه بالقوه الشرائیه المناسبه. لکن هناک من یتلاعب بهذا السوق لجذب المزید من الأرباح. لذلک ، یخلون بتوازن السوق ویخلقون التضخم. إحدى الطرق هی الاکتناز. أی أن المنتج یخلق نقصًا مصطنعًا عن طریق تخزین البضائع حتى ترتفع الأسعار ویمکنه بیع بضاعته. بالطبع ، إذا کان هذا هو المتغیر الوحید ، فسوف تدخل الشرکات المصنعه الجدیده بعد فتره وسیتم إنشاء وفره وسیعود السعر إلى السابق. لأن الربح المرتفع لهذا المنتج یجذب المنتجین. لذلک ، یجب أن یکون المکتنزون أیضًا محتکرون. بمعنى ، لا تسمح للمصنعین الآخرین بدخول السوق. مثل صناعه السیارات الإیرانیه التی حظرت استیراد السیارات لمده ۵۰ عامًا حتى یضطر الناس إلى شراء منتجاتهم. لذلک ، فقد تسببوا أیضًا فی نقص مصطنع مع الاکتناز الموسمی وتقدیمهم إلى السوق بعد زیاده الأسعار. لذا ، إذا لم یکن الاحتکار والادخار معًا ، فسوف تنکسر الأسعار. وتشیر الأسعار المرتفعه إلى وجود احتکار واحتکار واتحاد بین الاثنین. من ناحیه أخرى ، فتحت الحکومه الإیرانیه حسابًا خاصًا للسلع الأساسیه خلال هذه السنوات الخمسین. إحدى الطرق کانت استیراد عمله حکومیه باهظه الثمن. التی کانت وظیفه محاسبه. أی أنهم یتکاثرون وینقسمون لأنفسهم فقط ، وبخلاف ذلک فی العالم الخارجی ، لم یکن هناک شیء من هذا القبیل. على سبیل المثال ، تم تداول القمح والأرز والزیت والدقیق مقابل ۷۰ ریالاً ، وبالتالی کانت تکلفه الواردات أقل بکثیر من الإنتاج المحلی. ولا یمکن للمصنعین التنافس. وهلکوا. وأصبحت البلاد تعتمد على الواردات. کان أحد الأسباب هو عدم الاستلام الفعلی لأموال النفط. لأنه خلال ۱۲۰ عامًا من النفط الإیرانی ، لم یتم إیداع دولار واحد فی الخزانه. وفی الأربعین عامًا التی أعقبت الثوره ، عندما کانت هناک عقوبات ، لم یُسمح للبنوک بتحویل الدولار على الإطلاق. لذلک ، أبقى محاسبو البنوک المرکزیه سعر الصرف مستقرًا ، واستوردوا معه السلع الأساسیه. بینما کان الدولار ینخفض کل یوم فی السوق المفتوحه وبالتالی کان سعره أعلى. لأنه لم یکن من الممکن استلام ودفع الحواله. فدفعوا ثمن النفط فی إنسو واشتروا البضائع الأساسیه أضعاف السعر وتجاوزوا العقوبات ، لکنهم حسبوا أنها نصف سعر الإنتاج المحلی ولم یکن الناس على استعداد لشراء السلع المحلیه. لهذا السبب ، غادر الناس القرى وجاءوا إلى المدینه لاستخدام طعام أرخص. والجیران أرسلوا أبناءهم إلى إیران کلاجئین أو لاجئین لیشارکوا فی هذا الرخص. وبمساعدتهم تم تهریب المواد الغذائیه من إیران إلى الدول المجاوره. لذلک ، أظهر عداد استهلاک إیران ثلاثه أضعاف المتوسط العالمی. مما جعل التخطیط صعبًا. على سبیل المثال ، قدرت وزاره الزراعه إنتاج وشراء القمح واستیراد القمح لـ ۸۰ ملیون إیرانی ، بینما استخدمه ضعف عدد الأشخاص الذین یستخدمونه بشکل غیر رسمی أو کضیوف أو مهربین. فی جمیع المجالات ، کان الأمر على هذا النحو: الدیزل ، والنفط ، والکهرباء ، والمیاه ، وما إلى ذلک ، تم الإبلاغ عن سته أضعاف متوسط الاستهلاک العالمی. أی حکومه ترید العمل ستکون أکثر نقصًا ، على سبیل المثال ، رفع روحانی العمله إلى ۴۲۰۰٫ فی الیوم الأول لم یرغب أحد لأن العمله کانت ۳ آلاف. لذلک أعطوها للمعارف لتشجیع الآخرین. زادت العمله الأخرى التی تم إقناعها بمقدار عشره أضعاف.
اقتصادی توازن او د قاچاق برعکس
که د بازار نبض په طبیعی ډول ووهل شی، هرڅه به په خپل ځای وی، نرخونه به راټیټ شی او خلک به وکولی شی خپلې ټولې اقتصادی اړتیاوې په سمه پیرود سره پوره کړی. مګر داسې څوک شتون لری چې دا بازار د ډیرو ګټو راجلبولو لپاره اداره کوی. له همدې امله، دوی د بازار توازن خرابوی او انفلاسیون رامینځته کوی. یوه طریقه ذخیره کول دی. یعنی تولیدوونکی د توکو په ذخیره کولو سره مصنوعی کمښت رامینځته کوی ترڅو نرخونه لوړ شی او خپل توکی وپلوری. البته ، که دا یوازینی متغیر وی ، نو یو څه وروسته به نوی تولید کونکی ننوځی او کثرت به رامینځته شی او نرخ به پخوانی ته راستون شی. ځکه چې د دې محصول لوړه ګټه تولیدونکی جذبوی. له همدې امله، ذخیرې هم باید انحصاری وی. دا دی، نورو تولیدونکو ته اجازه مه ورکوئ چې بازار ته ننوځی. لکه د ایران د موټرونو صنعت چې د ۵۰ کلونو لپاره یې د موټرو پر واردولو بندیز ولګاوه، څو خلک اړ شی چې خپل تولیدات واخلی. له همدې امله یې د موسمی ذخیره کولو سره مصنوعی کمښت هم رامنځته کړ او د بیو له لوړېدو وروسته یې بازار ته وړاندې کړ. نو که انحصار او ذخیره یوځای نه وی، نرخونه به مات شی. او لوړ نرخونه د دواړو د انحصار، انحصار او اتحاد شتون په ګوته کوی. له بلې خوا د ایران حکومت په دغو پنځوسو کلونو کې د لومړنیو توکو لپاره ځانګړی حساب پرانیستی و. یوه لاره دا وه چې د قیمتی دولتی پیسو واردول. چې د محاسبې دنده وه. دا چې دوی یوازې د ځان لپاره ضرب او ویشلی او نور په بهرنۍ نړۍ کې هیڅ شی نه و. د بېلګې په توګه دوی غنم، وریجې، غوړی او اوړه په ۷۰ ریالو پلورل، له همدې امله د وارداتو لګښت د کورنیو تولیداتو په پرتله ډېر کم وو. او جوړونکی نشی کولی سیالی وکړی. او دوی مړه شول. او هیواد په وارداتو متکی شو. یو لامل یې د تیلو د پیسو د فزیکی رسیدلو نشتوالی و. ځکه چې د ایران د تیلو په ۱۲۰ کلونو کې یو ډالر هم په خزانه کې نه دی جمع شوی. او د انقلاب څخه وروسته په ۴۰ کلونو کې، کله چې بندیزونه ول، بانکونو ته اجازه نه وه چې ډالر انتقال کړی. له همدې امله د مرکزی بانک محاسبینو د تبادلې نرخ ثابت ساتلی و او له دې سره یې لومړنی توکی واردول. په داسې حال کې چې په ازاد بازار کې د ډالرو بیه هره ورځ ټیټه وه او له همدې امله یې بیه لوړه وه. ځکه چې د پیسو ترلاسه کول او تادیه کول ممکن نه وو. نو دوی په اینسو کې د تېلو بیه ورکړه او لومړنی توکی یې څو چنده په بیه رانیول او له بندیزونو یې تېر کړل، خو بیا یې هم حساب کاوه چې دا د کورنیو تولیداتو نیمه بیه ده او خلک د کورنیو توکو پیرلو ته زړه نه ښه کوی. له همدې امله، خلکو کلی پریښودل او ښار ته راغلل ترڅو ارزانه خواړه وکاروی. او ګاونډیانو خپل خلک ایران ته د مهاجرو یا مهاجرینو په توګه لیږلی ترڅو په دې سستۍ کې برخه واخلی. او د دوی په مرسته له ایران څخه ګاونډیو هیوادونو ته خوراکی مواد قاچاق کیدل. له همدې امله د ایران د مصرف اندازه د نړۍ د اوسط څخه درې برابره ښودل شوې ده. چې پلان جوړونه یې ستونزمنه کړه. د بیلګې په توګه، د کرنې وزارت د ۸۰ ملیون ایرانیانو لپاره د غنمو تولید او پیرود او د غنمو واردات اټکل کړی، پداسې حال کې چې دوه چنده خلکو په غیر رسمی توګه یا د میلمنو یا قاچاق وړونکو په توګه کارول. په ټولو برخو کې، دا په دې ډول وه: ډیزل، تیل، بریښنا، اوبه، او نور د نړۍ د اوسط مصرف شپږ چنده راپور شوی. هر هغه حکومت چې غواړی کار وکړی ډیر نیمګړی وی، د بیلګې په توګه، روحانی د پیسو ارزښت ۴,۲۰۰ ته لوړ کړ. په اوله ورځ هیچا نه غوښتل ځکه اسعار درې زره وو. نو دوی د نورو هڅولو لپاره پیژندونکو ته ورکړل. نور چې د اسعارو هڅول شوی لس چنده زیات شوی.

درباره‌ی ماهین نیوز

ماهین نیوز تلفن 02136878594همراه09120836492اختصاصی09012690824 و 09190883546

حتما ببینید

رضاخان در جریان حمله متفقین ۴ بار از تهران فرار کرد

چند میگیری سیاه‌نمایی کنی؟

سیاه‌نمایی واقع نمایی نیست بلکه عمل کسانی است که پول می‌گیرند تا انقلاب و اسلام …

دیدگاهتان را بنویسید