خانه / فرهنگی / واحد پژوهش / پیامبران سوپر هوشمند و ائمه فوق هوشمند بودند
شهروندان درجه یک
شهروندان درجه یک

پیامبران سوپر هوشمند و ائمه فوق هوشمند بودند

پیامبران حس بینایی قوی داشتند و خدارا می دیدند و سخنهای یش را می شنیدند

انسان کامل یعنی چه؟

انسان به لحاظ شناختی دو نوع حواس دارد. حواس مادی و حواس غیر مادی. حواس مادی مانند چشم و گوش است و حواس غیرمادی مانند عشق و دوستی  محبت. به قول پرفسور سمیعی:  جای حافظه و فکر کردن را در مغز مشخص کرده اند، ولی جای عشق هنوز مشخص نیست. به این معنی که اگر بخواهند کسی فکر نکند یا نخوابد و یا گذشته را فراموش کند، کافی است بخشی از مغز را جراحی کنند! ولی برای اینکه عاشق را منصرف کنند، نمی دانند کجا را جراحی کنند. همانقدر که عشق  ناشناخته است نفرت هم ناشناخته است و اغلب انسانها برای برطرف کردن آن، به جادو جنبل متوسل می شوند. به عبارت دیگر انسان مادی و انسان الهی را میتوان اینطور تعریف کرد: انسان مادی مانند حیوانات هست: هرچه را می بیند قبول دارد و فقط به فکر شکم و زیر شکم است. خور خواب و خوش بودن. اما انسان های الهی حواس قوی تری دارند مانند: حس ششم حس اینده بینی  و از همه مهمتر حس خدا بینی. یعنی خدا را می بینند. حضرت علی ع می فرماید فرق من و موسی این است که موسی گفت: خدایا خودت را به من نشان بده! ولی من خدا را چنان می بینم که اگر پرده ها کنار رود هیچ فرقی نخواهد کرد. لذا بسیاری از انسان ها فقط آنچه را مادی است می بینند. و البته از ماده هم فقط در یک حیطه معین! مثلا گوش انسان یا بازه‌ی قابل شنوایی برای انسان ۲۰ تا ۲۰۰۰۰ هرتز می‌باشد. هراندازه سن بالا می‌رود بازه شنوایی انسان هم کوچک‌تر می‌شود و به بازه‌ی ۵۰ تا ۸۰۰۰ هرتز می‌رسد. حالا بر فرض اگر گوش کسی، همه فرکانس ها را دریافت کند، از نظر ما گوش کامل است. یا چشم انسان هم اگر امکان دیدن فرامادی را پیدا کند، یا مثل اشعه ایکس داخل بدن را هم ببیند، این چشم کاملتر است و انسانی که همه حواس او کامل باشد، انسان کامل است. لذا خداوند این انسانهای کامل را مامور کرده، تا راه و روش کامل شدن را به بشر بیاموزند. انبیا مثل معلم هستند. همانطور که یک معلم می تواند طی یکسال فرد بیسوادی را باسواد کند. آدم های کامل هم میتوانند با آموزش های لازم دیگران را هم کامل کنند. در فقه شیعه به این حالت عرفان می گویند. چرا که حضرت علی ع فرمود هرکس خود را بشناسد، خدا را هم خواهد شناخت. ولذا عرفا به خودشناسی می پردازند و این عمل را سلوک می گویند. که گاهی افراد با یک جهش هم آن را می یابند. گفت: هفت شهر عشق را عطار گشت، ماهنوز اندر خم یک کوچه ایم! مثل معروفی است که می گویند: عطار در واقع کاسبکار بوده و گیاهان دارویی می فروخته، و بسیار پولدوست هم بوده است. یک روز درویشی از او تقاضایی می کند و او می گوید تا پول ندهی نمی دهم! درویش می گوید تو چطوری می خواهی جان بدهی؟ او هم می گوید توچطوری؟ و درویش دراز می کشد و می گوید اینطوری و می میرد. و عطار با دیدن این صحنه دیوانه می شود! و هفت شهر عشق را یک شبه طی می کند. در مورد مولوی هم همینطور است. وی روزی به کتابخواندن مشغول بود شمس او را صدا می زند ولی او نمی شنود لذا شمس همه کتابهای او را در آب حوض می ریزد! مولوی می گوید چرا این کار را کردی؟ می گوید چه کاری؟ می گوید همه این کتابها با جوهر نوشته شده و از بین میرود! ولی شمس یکی یکی آنها را بیرون می اورد بدون کمترین رطوبتی!  و بعد هم می رود، مولوی دست می زند می بیند همه کتابها اصلا آب نخوردند می رود تا بپرسد که دیوانه شمس تبریزی می شود. یک یهودی هم مقابل حضرت علی ع روی آب راه رفت، حضرت علی پرسید چه ذکری می گویی؟ گفت می گویم یاعلی! گفت این علی من هستم. پس شناخت خود، یعنی کشف این استعدادها و تکمیل آن

What does perfect man mean?

Man has two types of senses cognitively. Material senses and immaterial senses. The material senses are like eyes and ears, and the immaterial senses are like love and friendship. In the words of Professor Samiei: The place of memory and thinking in the brain has been identified, but the place of love is still unknown. This means that if they want someone not to think or not to sleep or to forget the past, it is enough to operate on a part of the brain! But in order to dissuade the lover, they do not know where to operate. As much as love is unknown, hatred is also unknown, and most people resort to magic to eliminate it. In other words, material man and divine man can be defined as follows: Material man is like animals: he accepts everything he sees and thinks only of the abdomen and lower abdomen. Sleepy and happy. But divine human beings have stronger senses, such as the sixth sense, the sense of the future, and most importantly, the sense of God. That is, they see God. Imam Ali (AS) says that the difference between me and Moses is that Moses said: God, show yourself to me! But I see God in such a way that it will not make any difference if the curtains are lifted. Therefore, many people see only what is material. And of course from matter only in a certain area! For example, the human ear or audible range for humans is 20 to 20,000 Hz. The older you get, the smaller your human hearing range is, and it reaches 50 to 8,000 Hz. Now, assuming that someone’s ear receives all the frequencies, we think the ear is perfect. Either the human eye is more perfect if it can see metamaterials, or it can see inside the body like X-rays, and the human being whose whole senses are perfect is the perfect human being. Therefore, God has commissioned these perfect human beings to teach mankind the way and method of perfection. Prophets are like teachers. Just as a teacher can make an illiterate person literate in a year. Perfect people can also complement others with the necessary training. In Shiite jurisprudence, this state is called mysticism. Because Imam Ali (AS) said that whoever knows himself, will also know God. Therefore, mystics practice self-knowledge and call this practice conduct. Sometimes people find it with a jump. He said: The seven cities of love were conquered, we are still in the bend of an alley! It is a well-known saying: Attar was actually a businessman and sold medicinal plants, and he was also very money-loving. One day a dervishes asks him and he says I will not give him money! Darwish says how do you want to die? He also says how are you? And the dervish lies down and says so and dies. And Attar goes crazy seeing this scene! And he travels through seven cities of love overnight. The same is true of Rumi. One day he was reading a book, Shams calls him but he does not hear, so Shams throws all his books in the pool water! Rumi says why did you do this? What does he say? He says that all these books are written with ink and are destroyed! But Shams brings them out one by one without the slightest moisture! And then he goes, Rumi claps his hands and sees that all the books did not drink water at all, he goes to ask if Shams Tabrizi is going crazy. A Jew also walked on the water in front of Imam Ali. Imam Ali asked what do you say. I said Yaali! He said, “This is me.” So knowing yourself means discovering these talents and completing them

ماذا یعنی الرجل المثالی؟

لدى الإنسان نوعان من الحواس معرفیًا. الحواس المادیه والحواس اللامادیه. الحواس المادیه کالعیون والأذنین ، والحواس اللامادیه کالحب والصداقه. على حد قول الأستاذ سامیعی: تم تحدید مکان الذاکره والتفکیر فی المخ ، لکن مکان الحب ما زال مجهولاً. هذا یعنی أنهم إذا أرادوا أن لا یفکر أحدهم أو لا ینام أو ینسى الماضی ، فهذا یکفی لإجراء عملیه جراحیه على جزء من الدماغ! ولکن من أجل ثنی الحبیب ، فهم لا یعرفون مکان العمل. بقدر ما الحب مجهول ، فإن الکراهیه أیضًا غیر معروفه ، ویلجأ معظم الناس إلى السحر للقضاء علیه. بمعنى آخر ، یمکن تعریف الإنسان المادی والإنسان الإلهی على النحو التالی: الإنسان المادی مثل الحیوانات: فهو یقبل کل ما یراه ویفکر فقط فی البطن وأسفل البطن. نعسان وسعید. لکن البشر الإلهی لدیهم حواس أقوى ، مثل الحاسه السادسه ، بمعنى المستقبل ، والأهم من ذلک ، حاسه الله. أی أنهم یرون الله. یقول الإمام علی (ع) أن الفرق بینی وبین موسى أن موسى قال: یا الله أرنی نفسک! لکنی أرى الله بطریقه لن تحدث أی فرق إذا تم رفع الستائر. لذلک ، یرى الکثیر من الناس ما هو مادی فقط. وبالطبع من الماده فقط فی منطقه معینه! على سبیل المثال ، الأذن البشریه أو النطاق المسموع للبشر هو ۲۰ إلى ۲۰۰۰۰ هرتز. کلما تقدمت فی العمر ، کلما کان نطاق السمع البشری أصغر ، ویصل إلى ۵۰ إلى ۸۰۰۰ هرتز. الآن ، بافتراض أن أذن شخص ما تتلقى جمیع الترددات ، نعتقد أن الأذن مثالیه. إما أن تکون العین البشریه أکثر کمالا إذا کانت تستطیع رؤیه المواد الخارقه ، أو یمکنها أن ترى داخل الجسم مثل الأشعه السینیه ، والإنسان الذی تکون حواسه کامله هو الإنسان المثالی. لذلک ، کلف الله هؤلاء البشر الکاملین أن یعلِّموا البشریه طریقه وطریقه الکمال. الأنبیاء مثل المعلمین. مثلما یمکن للمعلم أن یجعل الشخص الأمی متعلمًا فی عام. یمکن للأشخاص المثالیین أیضًا أن یکملوا الآخرین بالتدریب اللازم. فی الفقه الشیعی ، هذه الحاله تسمى التصوف. لأن الإمام علی (ع) قال: من عرف نفسه یعرف الله أیضاً. لذلک ، یمارس الصوفیون معرفه الذات ویسمون هذه الممارسه السلوک. فی بعض الأحیان یجدها الناس بقفزه. قال: فتحت مدن الحب السبع وما زلنا فی منعطف زقاق! وهی مقوله معروفه: کان العطار فی الواقع رجل أعمال ویبیع الأعشاب الطبیه ، وکان أیضًا محبًا جدًا للمال. فی یوم من الأیام سأله دراویش فیقول لن أعطیه نقوداً! درویش یقول کیف ترید أن تموت؟ کما یقول کیف حالک؟ والدراویش یستلقی ویقول کذا ویموت. ویجن عطار رؤیه هذا المشهد! وسافر بین عشیه وضحاها فی سبع مدن حب. وینطبق الشیء نفسه على جلال الدین الرومی. ذات یوم کان یقرأ کتابًا ، اتصل به شمس ولم یسمع ، فقام شمس برمی جمیع کتبه فی میاه البرکه! یقول الرومی لماذا فعلت هذا؟ ماذا یقول؟ یقول إن کل هذه الکتب مکتوبه بالحبر وأتلفت! لکن شمس یخرجها واحده تلو الأخرى دون أدنى رطوبه! ثم ذهب ، یصفق الرومی یدیه ویرى أن جمیع الکتب لم تشرب الماء على الإطلاق ، ذهب لیسأل ما إذا کان شمس التبریزی قد أصیب بالجنون. کما سار یهودی على الماء أمام الإمام علی ، فسأله الإمام علی: ماذا تقول؟ قلت یاعلی! قال: هذا أنا. لذا فإن معرفه نفسک یعنی اکتشاف هذه المواهب واستکمالها

सिद्ध पुरुष का क्या अर्थ है?

संज्ञानात्मक रूप से मनुष्य के पास दो प्रकार की इंद्रियां होती हैं। भौतिक इंद्रियां और अभौतिक इंद्रियां। भौतिक इंद्रियां आंख और कान की तरह हैं, और अभौतिक इंद्रियां प्रेम और मित्रता की तरह हैं। प्रोफेसर सामी के शब्दों में: मस्तिष्क में स्मृति और सोच की जगह की पहचान की गई है, लेकिन प्रेम का स्थान अभी भी अज्ञात है। इसका मतलब यह है कि अगर वे चाहते हैं कि कोई न सोचे या न सोए या अतीत को भूल जाए, तो यह मस्तिष्क के एक हिस्से पर काम करने के लिए पर्याप्त है! लेकिन प्रेमी को मना करने के लिए उन्हें पता नहीं होता कि ऑपरेशन कहां करना है. प्यार जितना अनजान होता है, नफरत भी उतनी ही अनजान होती है और इसे खत्म करने के लिए ज्यादातर लोग जादू का सहारा लेते हैं। दूसरे शब्दों में, भौतिक मनुष्य और दिव्य मनुष्य को इस प्रकार परिभाषित किया जा सकता है: भौतिक मनुष्य जानवरों की तरह है: वह जो कुछ भी देखता है उसे स्वीकार करता है और केवल पेट और निचले पेट के बारे में सोचता है। नींद और खुश। लेकिन दिव्य मनुष्यों के पास मजबूत इंद्रियां हैं, जैसे कि छठी इंद्रिय, भविष्य की भावना, और सबसे महत्वपूर्ण बात, ईश्वर की भावना। यानी वे भगवान को देखते हैं। इमाम अली (एएस) कहते हैं कि मेरे और मूसा के बीच अंतर यह है कि मूसा ने कहा: भगवान, मुझे अपने आप को दिखाओ! लेकिन मैं भगवान को इस तरह देखता हूं कि अगर पर्दे उठा दिए जाएं तो कोई फर्क नहीं पड़ेगा। इसलिए, बहुत से लोग केवल वही देखते हैं जो भौतिक है। और निश्चित रूप से केवल एक निश्चित क्षेत्र में पदार्थ से! उदाहरण के लिए, मानव कान या मनुष्यों के लिए श्रव्य सीमा ۲۰ से ۲۰,۰۰۰ हर्ट्ज है। आप जितने बड़े होंगे, आपकी मानव श्रवण सीमा उतनी ही कम होगी, और यह ۵۰ से ۸,۰۰۰ हर्ट्ज तक पहुंच जाएगी। अब, यह मानते हुए कि किसी के कान को सभी आवृत्तियाँ प्राप्त होती हैं, हम सोचते हैं कि कान परिपूर्ण है। या तो मानव आँख अधिक परिपूर्ण है यदि वह मेटामटेरियल्स देख सकती है, या वह एक्स-रे की तरह शरीर के अंदर देख सकती है, और जिस इंसान की पूरी इंद्रियां परिपूर्ण हैं, वह पूर्ण इंसान है। इसलिए, परमेश्वर ने इन सिद्ध मनुष्यों को मानवजाति को पूर्णता का मार्ग और विधि सिखाने के लिए नियुक्त किया है। भविष्यद्वक्ता शिक्षक के समान होते हैं। जिस प्रकार एक शिक्षक एक निरक्षर व्यक्ति को एक वर्ष में साक्षर बना सकता है। सिद्ध लोग आवश्यक प्रशिक्षण के साथ दूसरों को भी पूरक कर सकते हैं। शिया न्यायशास्त्र में, इस राज्य को रहस्यवाद कहा जाता है। क्योंकि इमाम अली (एएस) ने कहा कि जो खुद को जानता है वह खुदा को भी जान लेगा। इसलिए, रहस्यवादी आत्म-ज्ञान का अभ्यास करते हैं और इस अभ्यास को आचरण कहते हैं। कभी-कभी लोग इसे छलांग लगाकर ढूंढ लेते हैं। उन्होंने कहा: प्रेम के सात शहरों पर विजय प्राप्त की गई, हम अभी भी एक गली के मोड़ पर हैं! यह एक प्रसिद्ध कहावत है: अत्तर वास्तव में एक व्यापारी था और औषधीय पौधों को बेचता था, और वह बहुत पैसे वाला भी था। एक दिन एक दरवेश उससे पूछता है और वह कहता है कि मैं उसे पैसे नहीं दूंगा! दरवेश कहता है कि तुम कैसे मरना चाहते हो? वह भी कहता है कि तुम कैसे हो? और दरवेश लेट जाता है और ऐसा कहता है और मर जाता है। और यह दृश्य देखकर अत्तर पागल हो जाता है! और वह रातों-रात प्रेम के सात नगरों का भ्रमण करता है। रूमी का भी यही हाल है। एक दिन वह एक किताब पढ़ रहा था, शम्स उसे बुलाता है लेकिन वह नहीं सुनता है, इसलिए शम्स अपनी सारी किताबें पूल के पानी में फेंक देता है! रूमी कहती है कि तुमने ऐसा क्यों किया? उसका क्या कहना है? उनका कहना है कि ये सभी पुस्तकें स्याही से लिखी गई हैं और नष्ट हो गई हैं! लेकिन शम्स उन्हें बिना जरा सी भी नमी के एक-एक करके बाहर निकाल देता है! और फिर वह जाता है, रूमी ताली बजाता है और देखता है कि सभी किताबों में पानी बिल्कुल नहीं पीता है, वह पूछने जाता है कि क्या शम्स तबरीज़ी पागल हो रहा है। इमाम अली के सामने एक यहूदी भी पानी पर चल दिया इमाम अली ने पूछा, “क्या कहते हो?” मैंने कहा याली! उन्होंने कहा, “यह मैं हूँ।” तो खुद को जानने का मतलब है इन प्रतिभाओं को खोजना और उन्हें पूरा करना

درباره‌ی ماهین نیوز

سازمان اعدام دخالت گران تلفن 02136878594همراه09120836492اختصاصی09012690824 و 09190883546

حتما ببینید

Execution headquarters

سازمان اعدام دخالت گران

از این تاریخ سازمانی بنام سازمان اعدام دخالت گران در راستای الغای کاپیتولاسیون تشکیل می …

دیدگاهتان را بنویسید