خانه / اقتصادی / اعتیاد به واردات

اعتیاد به واردات

اعتیاد به واردات اول از همه، مربوط به تنبلی ایرانیان است. چون سر چهار راه ژئو پلیتیک هستند، ترجیح می دهند به هر رهگذر، یک ناخنک بزنند! لذا وقتی کسی از جاده ابریشم رد می شود، و بار ابریشم دارد ایرانی ها، نمی خواهند از این نعمت بی بهره باشند. بصورت مشتری آن را می خرند. و چون هر بازرگانی ناچار باید: سالی چند بار از این معبر عبور کند، لذا بدون پول هم می دهند! چه رسد به ارزان قیمت یا دمپینگ کردن. و این مذاق دزدان و راهزنان راتحریک می کند، تا کار خود را شروع کنند. متاسفانه این دزدان و راهزنان (قطاع الطریق)، امروز لباس مدیریت بازرگانی پوشیده، و مدارک عالیه از دانشگاههای ماساچوست و دیگران دارند. پول های زیادی می گیرند و: پروازی به همه جا هم می روند. نام عمل خود را هم گذاشته اند: بازار یابی! درست است که بازاریابی به معنی یافتن بازار برای: کالاهای ایرانی است، ولی این فقط یک پوشش است! برای واردات بیشتر، یعنی شمشیر را دولبه کرده اند. بجای بازاریابی برای کالاهای ایرانی، برای کالاهای خارجی بازار یابی می کنند، تا بتوانند مال و اموال هر دو طرف را بدزدند، و خود را فربه کنند. در تمام کلاسهای بازاریابی در ایران، فقط طریق ال سی باز کردن را یاد می دهند. یعنی چطور بیشتر و با مزه تر وارد کنیم. چون وقتی ام بی ای می گیری، یا پی اچ دی را روز میز کمرگات به زمین می زنی، حرفی برای گفتن ندارند. می گویند لابد آدم درستی هستید، و می خواهید به کشور خدمت کنید: که لوازم آرایش و سیگار و نوشابه و شکلات وارد می کنید. نمی دانند که شما در صدد سوداگری مرگ هستید، با این واردات سرطان پوست و پستان و معده و روده را به ارمغان می برید. چرا کودکان ما سرطان می گیرند؟ آنها که مشروبات  یا سیگار مصرف نمی کنند؟ پس معلوم است از شکلات و مواد رنگی: افزودنی به آنها است. اما واردات یک انگیزه دیگر هم دارد: آنهم دلار 4200است. یا دلار های کمتر. وقتی که مثلا با دلار 4200کالا را وارد کنید، می توانید با دلار 12هزاری بفروشید، یعنی بدون تبلیغات و بازار یابی و سود! سه برابر قیمت درجا استفاده می کنید. از ابتدای انقلاب، مزدوران دلار همین کار را کردند. یعنی دلار ارزانتر را به واردات اختصاص دادند، تا هیچ تولید کننده ای قادر به رقابت با آن نباشد. لذا هم تولید را نابود کردند و هم، اینکه فرهنگ مصرف کالای خارجی را نهادینه نمودند. الان هم زیر سبیلی رد می کنند! منتهی بر عکس شده: دلار ارزان را به بانک مرکزی می دهند، و دلار گران می گیرند! یعنی سقوط دلار از زمان سقوط پهباد آمریکایی که شروع شد، ادامه دارد ولی بانک مرکزی، جلوی ان را گرفته و در 12هزار نگهداشته. در حالیکه یورو و طلا که: تحت کنترل بانک مرکزی نیست، همچنان در حال کاهش است. واین بار بودجه دولت هزینه می شود تا: دلار در قیمت بالا نگهداری شود، نام آن را تثبیت بازار ارز گذاشته اند. تثبیت نرخ ارز یعنی واردات بیشتر! چون با دلار بازار که ارزانتر است خرید می کند، و به بانک مرکزی به قیمت گرانتر می فروشد. در هرصورت این واردات، گربه مرتاض علی است، از هر طرف بیافتد روی چهار چنگول است. برای همین با اینکه نرخ ارز کاهش یافته، یا تثبیت شده هنوز خبری از: ارزانی و کاهش قیمت های دیگر نیست، بلکه بیشتر هم شده! زیرا با خرید دلارهای گران توسط بانک مرکزی، دولت دچار کسر بدجه می شود، لذا روی مالیات ها فشار می اورد. کالاها هم به بهانه مالیات، قیمت خود را بالا می کشند! قیمت ها که بالا می رود، تولیدکنندگان در درجات بالای مالیاتی قرار می گیرند، و مشمولیت بیشتری پیدا می کنند. پس تنها راه ترک اعتیاد واردات است.

Import addiction

The import addiction first of all relates to the laziness of the Iranians. Because they are the geopolitical crossroads, they prefer to scribble on every passer-by! So when somebody crosses the Silk Road, and the Iranians have a silk load, they don’t want to miss this blessing. They buy it as a customer. And because every trader has to: Cross the road several times a year, so they make no money! Let alone cheap or dumping. And this affair encourages thieves and bandits to begin their work. Unfortunately, these thieves and bandits today are wearing business administration clothing, and have excellent degrees from the universities of Massachusetts and others. They make a lot of money and: Flight goes everywhere. They even have their own names: marketing! True, marketing means finding the market for: Iranian goods, but that’s just a cover! For more imports, that is, they have doubled the sword. Instead of marketing for Iranian goods, they market for foreign goods, so that they can steal property and property on both sides, and make themselves fat. In all marketing classes in Iran, they only teach the way to open an LCD. That is, how to import more and more tastefully. Because when you take the MBE, or hit the PHD on the low table, they have nothing to say. They say you are the right person, and you want to serve the country: importing cosmetics, cigarettes, drinks and chocolate. They do not know that you are trying to profit from death, with this import you are getting skin, breast and gastrointestinal cancers. Why do our children get cancer? Those who don’t drink or smoke? So it turns out chocolate and colored ingredients: add to them. But the import has another incentive: it’s $ 4200. Or less dollars. When you import goods for $ 4,200, for example, you can sell for $ 12,000, with no advertising, marketing, and profit! Three times the price you use in-house. From the beginning of the revolution, dollar mercenaries did the same. That is, the cheaper dollar was allocated to imports, so that no producer could compete with it. They destroyed both production and institutionalized the culture of consumption of foreign goods. Now they go under the rubble! To the contrary: they give cheap dollars to central bank, and dollars get expensive! That is to say, the dollar has been going down since the US drone began to fall, but the central bank stopped it and kept it at 12,000. While the euro and gold, which are not under the control of the central bank, are still declining. And this time the government budget is spent to: keep the dollar high, rename it the currency market. Exchange rate stabilization means more imports! Because it buys at a cheaper dollar, and sells it to the central bank at a higher price. In any case, the imported cat is Ali, falling on all fours on each side. So even though the exchange rate has fallen, or stabilized, there is still no news of cheapness and falling prices, but more! As the central bank purchases expensive dollars, the government has a deficit, so it is pushing for taxes. Commodities also raise their prices under the pretext of taxation! As prices go up, manufacturers are taxed at higher levels, and they take more responsibility. So the only way to quit import addiction.

استيراد الإدمان

يتعلق إدمان الاستيراد أولاً وقبل كل شيء بكسل الإيرانيين. لأنهم يمثلون مفترق طرق جيوسياسي ، فهم يفضلون الخربشة على كل المارة! لذلك عندما يعبر شخص ما طريق الحرير ، والإيرانيون يحملون عبوة حرير ، فإنهم لا يريدون تفويت هذه البركة. يشترونه كعميل. ولأنه يجب على كل متداول: عبور الطريق عدة مرات في السنة ، لذلك لا يكسبون أي أموال! ناهيك عن رخيصة أو الإغراق. وهذه القضية تشجع اللصوص وقطاع الطرق لبدء عملهم. لسوء الحظ ، فإن هؤلاء اللصوص وقطاع الطرق اليوم يرتدون ملابس إدارة الأعمال ، ويحملون شهادات ممتازة من جامعات ماساتشوستس وغيرها. أنها تكسب الكثير من المال و: رحلة يذهب في كل مكان. لديهم حتى أسماءهم الخاصة: التسويق! صحيح أن التسويق يعني إيجاد السوق لـ: البضائع الإيرانية ، لكن هذا مجرد غطاء! لمزيد من الواردات ، أي أنها ضاعفت السيف. بدلاً من تسويق البضائع الإيرانية ، يقومون بتسويق البضائع الأجنبية ، حتى يتمكنوا من سرقة الممتلكات والممتلكات من كلا الجانبين ، وجعل أنفسهم سمينين. في جميع فئات التسويق في إيران ، يقومون فقط بتدريس طريقة فتح شاشةLCD. وهذا هو ، كيفية استيراد أكثر وأكثر بذوق. لأنه عندما تأخذ MBE ، أو تضغط على PHDعلى الطاولة المنخفضة ، فلن يكون لديهم ما تقوله. يقولون إنك الشخص المناسب ، وتريد أن تخدم البلد: استيراد مستحضرات التجميل والسجائر والمشروبات والشوكولاتة. إنهم لا يعلمون أنك تحاول الاستفادة من الموت ، فمع هذا الاستيراد تصاب بسرطان الجلد والثدي والأمعاء. لماذا يصاب أطفالنا بالسرطان؟ أولئك الذين لا يشربون أو يدخنون؟ لذلك اتضح الشوكولاته والمكونات الملونة: أضف لهم. لكن الاستيراد لديه حافز آخر: إنه 4200 دولار. أو أقل دولار. عندما تقوم باستيراد سلع بمبلغ 4200 دولار ، على سبيل المثال ، يمكنك البيع مقابل 12000 دولار ، دون الإعلان والتسويق والأرباح! ثلاثة أضعاف السعر الذي تستخدمه في المنزل. منذ بداية الثورة ، فعل المرتزقة بالدولار نفس الشيء. أي أنه تم تخصيص الدولار الأرخص للواردات ، بحيث لا يستطيع أي منتج التنافس معه. لقد دمروا كلا من الإنتاج وأضفوا الطابع المؤسسي على ثقافة استهلاك السلع الأجنبية. الآن يذهبون تحت الأنقاض! على العكس من ذلك: إنهم يمنحون دولاراً رخيصاً للبنك المركزي ، وتتكلف الدولارات! وهذا يعني أن الدولار قد انخفض منذ أن بدأت الطائرة الأمريكية في الانخفاض ، لكن البنك المركزي أوقفها وأبقاها عند 12000. بينما لا يزال اليورو والذهب ، اللذان لا يخضعان لسيطرة البنك المركزي ، في تراجع. وهذه المرة يتم إنفاق ميزانية الحكومة من أجل: الحفاظ على ارتفاع الدولار وإعادة تسميته في سوق العملات. استقرار سعر الصرف يعني المزيد من الواردات! لأنها تشتري بسعر أرخص ، وتبيعه للبنك المركزي بسعر أعلى. في أي حال ، فإن القط المستورد هو علي ، يسقط على أربع من كل جانب. لذلك على الرغم من أن سعر الصرف قد انخفض ، أو استقر ، لا يوجد حتى الآن أنباء عن الرخص وانخفاض الأسعار ، ولكن أكثر! وبما أن البنك المركزي يشتري دولارات باهظة الثمن ، فإن الحكومة تعاني من عجز ، لذلك فهي تضغط من أجل الضرائب. السلع أيضا رفع أسعارها بحجة فرض الضرائب! مع ارتفاع الأسعار ، يتم فرض ضرائب على الشركات المصنعة عند مستويات أعلى ، ويتحملون المزيد من المسؤولية. وبالتالي فإن الطريقة الوحيدة لإنهاء إدمان الاستيراد.

İthalat bağımlılığı

İthalat bağımlılığı her şeyden önce İranlıların tembelliğiyle ilgilidir. Jeopolitik bir kavşak olduklarından, yoldan geçenlere karalama yapmayı tercih ediyorlar! Yani birileri İpek Yolu’nu geçince, ve İranlılar ipek yüküne sahipse, bu nimeti kaçırmak istemiyorlar. Müşteri olarak satın alırlar. Ve her yatırımcının yapması gerektiğine göre: Yılda birkaç kez yolun karşısına geçerek para kazanmazlar! Yalnız ucuz olsun ya da boşverin. Ve bu ilişki hırsızları ve haydutları işlerine başlamaları için teşvik ediyor. Ne yazık ki, günümüzde bu hırsızlar ve haydutlar iş kıyafeti giyiyor ve Massachusetts üniversitelerinden ve diğerlerinden mükemmel derecelere sahipler. Çok para kazanıyorlar ve: Uçuş her yere gidiyor. Hatta kendi isimleri bile var: pazarlama! Doğru, pazarlama pazar için pazar bulmak demektir: İran malları, ama bu sadece bir kapak! Daha fazla ithalat için, kılıcı iki katına çıkardılar. İran malları için pazarlama yapmak yerine, her iki taraftaki mülkleri ve mülkleri çalmak ve kendilerini şişmanlatmak için dış mal pazarlıyorlar. İran’daki tüm pazarlama derslerinde, yalnızca LCD’yi açmanın yolunu öğretiyorlar. Yani, nasıl daha zevkli bir şekilde ithal edilir. Çünkü MBE’yi aldığınızda veya alçak masanın üzerindeki doktora tezgâhına bastığınızda, söyleyecek hiçbir şeyleri yoktur. Doğru kişi olduğunu ve ülkeye hizmet etmek istediğini söylüyorlar: kozmetik, sigara, içecek ve çikolata ithal etmek. Ölümden kazanç sağlamaya çalıştığınızı bilmiyorlar, bu ithalatla cilt, meme ve gastrointestinal kanserler alıyorsunuz. Çocuklarımız neden kanser oluyor? İçmeyen veya sigara içmeyenler? Bu yüzden çikolata ve renkli malzemeler çıkıyor: onlara ekleyin. Ancak ithalatın başka bir teşviki var: bu 4200 dolar. Veya daha az dolar. Örneğin 4.200 dolara mal aldığınızda, reklam, pazarlama ve kar olmadan 12.000 dolara satabilirsiniz! Evde kullandığınız fiyatın üç katı. Devrimin başından beri dolar paralı askerleri aynı şeyi yaptı. Yani, daha ucuz olan dolar ithalata tahsis edildi, böylece hiçbir üretici onunla rekabet edemedi. Hem üretimi tahrip ettiler hem de dış tüketim tüketim kültürünü kurumsallaştırdılar. Şimdi molozların altına giriyorlar! Aksine: merkez bankasına ucuz dolarlar veriyorlar ve dolarlar pahalılaşıyor! Yani, ABD uçağı düşmeye başladığından beri dolar düşüyor, fakat merkez bankası bunu durdurdu ve 12.000’de tuttu. Merkez bankasının kontrolü altında olmayan euro ve altın hala düşüyor. Ve bu sefer devlet bütçesi harcanıyor: doları yüksek tut, döviz piyasasını yeniden adlandır. Döviz kurunun dengelenmesi, daha fazla ithalat demektir! Çünkü daha ucuz bir dolardan satın alıyor ve merkez bankasına daha yüksek bir fiyata satıyor. Her durumda, ithal edilen kedi Ali, her bir tarafındaki dört ayak üzerine düşüyor. Dolayısıyla döviz kurunun düşmesine ya da dengelenmesine rağmen, ucuzluk ve düşen fiyatlar hakkında bir haber yok, ama daha fazlası! Merkez bankası pahalı dolarlar satın aldığından, hükümetin açığı var, bu yüzden vergileri zorluyor. Emtia, vergilendirme bahanesiyle de fiyatlarını yükseltiyor! Fiyatlar yükseldikçe, üreticiler daha yüksek seviyelerde vergilendirilir ve daha fazla sorumluluk alırlar. Yani ithalat bağımlılığını bırakmanın tek yolu.

درباره‌ی ماهین نیوز

پایگاه خبری ماهین نیوز پایگاه خبری ماهین نیوز به چهار زبان فارسی انگلیسی عربی و آذری تحلیلی خبری اطلاع رسانیسیاسی فرهنگی اقتصادی مجوز 26237/92وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی صاحب امتیاز و مدیر مسئول: سید احمد حسینی ماهینی آدرس : تهران میدان شهدا پاساژ امیدوار طبقه دوم واحد 2 09120836492 همراه , ,telgram watsapp face booke soroush sahmahini@yahoo.com

حتما ببینید

شناسایی واحدهای تولیدی مشکل دار

شناسایی واحدهای تولیدی مشکل دار

دستور رحمانی به سازمان‌های صمت استانی برای شناسایی واحدهای تولیدی مشکل دار سراسر کشور وزیر …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *